بلنداقبال رسانيد ، اوتار بيك مذكور مشمول عواطف خسروانه و به پايهء بلند ارسطاوى و خلاع شاهانه سرافراز و رفقاى مشار اليه نيز به « 1 » خلاع و انعامات نمايان محسود اكفا و اقران گرديدند .
ديگر تظلّم و استغاثهء هنود دار السلطنهء اصفهان از دراز دستى ارباب اديان و رفع دعاوى ايشان به ميزان عدل نوشيروان عهد و اوان ، يعنى خاقان صاحبقران بود .
چون پيوسته پيشنهاد خاطر حق گزين و قرارداد ضمير منير حقيقت آيين اعلاى اعلام دين مبين و اجراى اوامر و احكام ملّت مستبين بوده و مىباشد و پرتو آفتاب ديندارى و عدالت آن حضرت از مشرق به مغرب رسيده ، بنا بر اين در اين ايّام هنود دار السلطنهء اصفهان به جمعيّت تمام بر سر راه خاقان گردون غلام آمده تظلّم و استغاثه آغاز نمودند كه در دعاوى كه در ميان ايشان و مسلمانان روى مىنمايد و حسب الشرع الاقدس قسم به ايشان رجوع مىشود ، مؤدّيان به ايشان تكليف مىنمايند كه دست به روغن گداخته مىبايد نهاد يا ما به الدعاوى را مىبايد داد . و چون بر جهانيان ظاهر است كه خوردن قسمى چنين در آيين دين مبين از قبيل محالات و مقولهء ممتنعات است كار بر هنود مذكور دشوار گرديده و يكى از مدعيان ايشان حكيم محمد صالح ولد حكيم سيفاى كاشى ضابط وجوه عشور و خروج بندر مباركهء عباسى به ادّعاى آنكه ملازم من در حين جان سپردن تقرير مىنمود كه مبلغ يك هزار تومان به جمعى از هندويان « 2 » دادهام و بعد از فوت ملازم « 3 » مذكور دو سه كتابت به خط هنود از صندوق او بر آورده به دو سه هزار نفر از هنود داده بود كه بخوانند و مكاتبى مذكور در نزد ايشان فوت شده مبلغ مزبور را « 4 » از ايشان بنا بر آنكه دست به روغن گداخته نگذاشتهاند « 5 » به زور مىگيرد و شهريار عدالتآيين در صدد تحقيق و تفتيش اين قسم غرابتآيين درآمده « 6 » بعد از استفتا « 7 » از علماى دين مبين
هامش
( 1 ) . الف ، ب : بر .
( 2 ) . الف ، ب : هندوستانى .
( 3 ) . الف ، ب : ملازم .
( 4 ) . الف ، ب : مذكور از .
( 5 ) . الف ، ب : گذاشتهاند .
( 6 ) . الف ، ب : « درآمده » ندارد .
( 7 ) . الف ، ب : استيفا .