حكم به استرداد آن فرمودند و آوازهء عدالت و رعيّتپرورى اين شهريار ديندار به اكناف و اقطار رسيد .
و همچنين از راه تقويت دين مبين و توجّه خاطر و الا به اعلاى اعلام طاعات و عبادات در يكى از جمعات به مسجد جامع جديد عباسى تشريف حضور ارزانى داشته در نماز جمعه اقتدا به اعلم العلماء مولانا محمد محسن كاشى فرمودند . و هم در اثناى توجّه خاطر و الا به اعلاى اعلام شريعت غرّا ، چون به عرض اقدس رسيد كه يكدو طاق از طاقهاى مسجد جديد درهم شكسته و بنيان مسجد قديم نيز به روز طاقهاى مسجد جديد نشسته ، مبلغى « 1 » خطير جهت تعمير آن دو مسجد عالىشأن كرامت فرمودند و آن دو مسجد عالى بنا به معمارى توجّه خاقان شرعآرا نمونهء مسجد اقصى گرديد .
ديگر « 2 » از سوانح اين سال خير مآل آنكه ، بنا بر آفت محصولات عروج تسعيرات در دار السلطنهء اصفهان به معراج كمال پيوسته از راه عجز و اضطرار تنگدستان [ 174 ] [ كيسهپرداز ] « 3 » به درگاه پادشاه سرافراز شتافته از صعوبت آن حال و شكستگى بال خود نفير استغاثه به فلك اثير [ رسانيدند و صورت ] « 4 » ماجرا به عرض شهريار رعيّتپرور فرمانروا رسيده مقرّر فرمودند كه صفى قلى بيك [ ناظر بيوتات به احضار ] « 5 » اربابان دار السلطنهء اصفهان پرداخته چون شيمهء ذميمهء احتكار ، خلاف شريعت غرّا و منافى [ حكم ملّت بيضاست ] « 6 » ، اجناس خود را كه در انبار دارند به معرض بيع درآورند . و ارقام مطاعه به اسم وزرا و عمال فارس [ و قلمرو علىشكر ] « 7 » عزّ صدور يافت كه مقدار سيصد هزار من غله از محصولات سركار خاصّهء شريفه به طريق استعجال حمل « 8 » و [ نقل دار السلطنهء ] « 9 » اصفهان نمايند و به اين تدبير صايب ابواب تنگى و اضطرار بر روى شكستهبالان اصفهان بازبستند [ ] « 10 » .
هامش
( 1 ) . الف ، ب : مبلغ .
( 2 ) . الف ، ب : دگر .
( 3 ) . م : افتادگى دارد .
( 4 ) . م : افتادگى دارد .
( 5 ) . م : افتادگى دارد .
( 6 ) . م : افتادگى دارد .
( 7 ) . م : افتادگى دارد .
( 8 ) . م : افتادگى دارد .
( 9 ) . م : افتادگى دارد .
( 10 ) . م : افتادگى دارد .