گفتار در بزم آرايى سلطان بهار در ساحت « 1 » گلزار و آغاز « 2 » سال فرخفال تنگوزئيل سنهء سبع و خمسين و الف از هجرت سيّد ابرار عليه سلام اللّه « 3 » ما دام الليل و النهار
چون وقت آن آمد كه به مشّاطگى باد بهارى و ابر آذارى نوعروسان گلستان و زيبا شاهدان باغ و بستان خود را به هر هفت زيبايى آراسته هر گل زمينى « 4 » رشك نگارخانهء چين و غيرت خلد برين گردد و طنطنهء كوس نوروزى و جهانافروزى به شش جهت هفت اقليم رسد « 5 » چهرهپرداز نگارينپيكران عناصر و اجرام ، يعنى آفتاب كواكب احتشام در روز پنجشنبه چهاردهم شهر صفر ختم بالخير و الظفر به بيت الشرف خود نقل مكان نمود . و بزمآرايان مجالس ارمنشان به قاعدهء [ 45 ] مقرّر سرير شاهنشاهى و اورنگ صاحب كلاهى را در معمورهء جنّتنشان اصفهان به جهت جلوس اين يگانه گوهر بحر شاهى مانند گلستان جنان و بهشت جاويدان آراستند . و آن مهر جهانتاب اوج صاحبقرانى در آن نوروز سلطانى خورشيد سان « 6 » از افق اورنگ جهانبانى طلوع فرموده به دست عنايت و احسان ابواب خوشدلى و شادمانى بر « 7 » روى مجلسيان آن بزم ارمنشان گشود و بعد از انقضاى آن انجمن عيش و نشاط ، چون هيچيك از عمارات رفيعهء دولتخانهء مباركه در خور جشن نوروز سلطان و ساير مجالس خلدنشان نبود ، فرمان عالىشأن « 8 » به تأسيس مبانى دولتخانهء مباركهء چهل ستون ، ابواب گشادگى و وسعت و فسحت بر روى جهان و جهانيان گشود . مهندسان و معماران و ساير كارگزاران كه پيوسته گوش بر آواز نفاذ فرمان بودند به ساعت سعد و طالع مسعود شروع در ساختن اين نادره بنا و افراختن آن به ذروهء سما « 9 » نمودند . و چون به فيروزى و اقبال ، ابواب تمامى بر روى اين
هامش
( 1 ) . الف ، ب : ساعت .
( 2 ) . الف ، ب : « و آغاز » ندارد .
( 3 ) . ب : اليه .
( 4 ) . الف ، ب : زمين .
( 5 ) . الف ، ب : رسيد .
( 6 ) . الف ، ب : شان .
( 7 ) . الف ، ب : به .
( 8 ) . الف ، ب : والاشأن .
( 9 ) . الف ، ب : آسمان .