آفتاب حوادث « 1 » در امان بود تا در دار السلطنهء اصفهان بدرود جهان گذران نموده در روضات جنان بال پرواز گشود .
ملا صدراى شيرازى ، در عهد خود عارج معارج علوم حقيقى و مجازى و صدرنشين مجالس دانش و بىنيازى بود . در ريعان ايّام جوانى و آغاز اهتزاز بهارستان زندگانى هواى وصال پرى چهرگان حجال « 2 » دانش و كمال خدمتش را به حال خود نگذاشته به سعى و اهتمام تمام و جد و اجتهاد ما لا كلام جوياى حصول اين مرام شد و سالها در دارالمؤمنين قم بر سجّادهء عبادت و ، و سادهء افادت متمكّن بود تا در اكثر علوم عقلى و نقلى مدرّس مدرسه امتياز و صاحب تصانيف و تعليقات « 3 » ممتاز گرديد و در نشر آثار حكماى متألهين و جرح و « 4 » تعديل معضلات « 5 » مسايل عقلى بذل جهد به تقديم رسانيده در اين فن يگانهء روزگار خود شد . و چون پرتو انوار اشتهارش بر در و ديوار ساحت روزگارش تافته در عهد خجسته و زمان فرخنده نوّاب گيتىستان فردوسمكان ، چون اللّهويردى خان امير الامراى فارس در دار العلم شيراز از احداث مدرسه عالى سرافراز شده بود ، بعد از عرض ابواب تدريس آن مدرسه را بر روى جناب افادت مآب گشود و از اين راه خدمتش به وطن مألوف معاودت نموده مدرّس آن مدرسه عالى بود تا به سرابستان قدس انتقال نمود .
و چون اكثر سادات عظام و علماى اعلام و ادباى كرام « 6 » و شعراى بلاغت نظام و ساير ارباب امتياز آن ايّام سعادت [ فرجام ] « 7 » ادراك زمان فرخندهنشان قدردان متاع گرانبهاى هنر هنرمندان اورنگآراى سرير كيان روزگار سلطنتش نوبهار ادوار و ازمان خاقان خلد آشيان صاحبقران - اسكنه اللّه بحبوحة الجنان - نموده به دريافت اين موهبت ابواب كاميابى بر روى روزگار خود گشوده بودند ، وقت آن است كه گلدستهبند اين گلزار بعد از طراحى حديقهء هميشه بهار زمان فرخندهنشان آن
هامش
( 1 ) . ب : حوادثات .
( 2 ) . الف ، ب : جمال .
( 3 ) . الف ، ب : « و تعليقات » ندارد .
( 4 ) . ب : « و » ندارد .
( 5 ) . ب : مفصلات .
( 6 ) . الف ، ب : « ادباى كرام » ندارد .
( 7 ) . م : « فرجام » ندارد .