تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايران در زمان شاه صفى و شاه عباس دوم ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
محمد داماد و دخترزادهء مجتهد مبرور شيخ على عاملى بوده و بنا بر متابعت شهرت والد ماجد به دامادى مجتهد مبرور ، آن جناب نيز به داماد « 1 » اشتهار داشت و در بهار نشو و نما و اوان خردسالى در مشهد مقدّس معلّى قدم در دبستان بىمثالى نهاده در آن ارض مقدّس ابواب تحصيل علوم انفسى و آفاقى « 2 » بر روى ذهن وقاد گشاد و در زمان خاقان عليّين آشيان در آستان گردون‌شأن با اكثر علماى اعلام و فقهاى كرام به تخصيص مير فخر الدين سماكى از در مناظره و مباحثه درآمده ممتاز روزگار و يگانهء ادوار گرديد و فيوضات اين ابر مدرار در عهد خجسته و زمان فرخندهء نوّاب گيتىستان فردوس‌مكان بر مفارق ابناى روزگار پايدار بود تا در زمان خاقان رضوان مكان به تقريب مرافقت موكب همايون در سال آمدن خسرو پاشا بر سر دارالسلام بغداد در حوالى نجف اشرف در عرض راه روى توجّه به دارالسلام جنان نهاد . مير ابو القاسم فندرسكى ، از جمله سادات عالىدرجات دارالمؤمنين [ 220 ] استرآباد و بحر ذخّار دانش و استعداد و « 3 » جامع الجوامع علوم عقلى و نقلى و مدينة الكمال كمالات صورى و معنوى بود . خدمتش را در آغاز تحصيل علوم سفر هندوستان پيش آمد و بعد از معاودت از آن ولايت ، رحل اقامت در دار السلطنهء اصفهان انداخته علماى دانشور و حكماى خردپرور را بر سر خوان افاده و افاضهء خود ميهمان ساخت . در فنون حكمت مانند طبيعى و الهى و طب و رياضى و امثال آن گوى امتياز از ميدان اكفا و اقران ربوده ، در مدرس افاده‌اش مدار بر مباحثه شفا و قانون بود و بنا بر احتراز و اجتناب از صحبت ارباب امتياز در گوشهء عزلت و انزوا قرار گرفته ، درآمد شد بر روى ابناى زمان بسته داشت و اكثر اوقات جوياى صحبت خود را به تأديب بذلهاى شيرين و چوب منع لطيفه‌هاى رنگين در پشت در مىگذاشت ، چون ذكر جميل آن سيّد جليل در مجالس ارم‌نشان مكرّر به عرض خاقان رضوان‌مكان رسيده بود ، نوبتى به نور حضور موفور السرور كلبهء انزواى وى را مطلع آفتاب تابان نمود و در ظلّ ظليل تربيت و عاطفت آن حضرت از تابش
هامش
( 1 ) . الف ، ب : دامادى . ( 2 ) . الف ، ب : علوم دينيه و معارف يقينيه . ( 3 ) . ب : « و » ندارد .