مشار اليه ، از راه رعايت حقوق خدمات آبا « 1 » به جاى پدر بر مدارج اعتلا صعود نموده تا آخر زمان آن حضرت بيگلربيگى آن خطّهء خلدآسا بود و چون شرح حال ساير امراى ممالك « 2 » محروسه از احاطه بيان بيرون است ، بناى ايراد « 3 » آن را بر اختصار « 4 » نهاد .
منظر نهم ذكر وزراى عالىشأن كه در زمان فرخنده اوان خاقان رضوانمكان بر مسند وزارت محال ممالك محروسه متمكّن بودهاند
آذربايجان
در مبادى طلوع نيّر سلطنت و جهانبانى اين اورنگآراى سرير كيانى ، شاه ابراهيم اصفهانى به وزارت مملكت آذربايجان محسود اكفا و اقران بود . چون در « 5 » سال پنجم جلوس همايون به تقريب يورش قلعهء وان موكب ظفرنشان رخت جهانگشايى به آذربايجان كشيده خطّهء طربانگيز دار السلطنهء تبريز محل نزول اعلام اقبال و الويهء جاه و جلال گرديد ميرزا صدرا محمد اشتهاردى مستوفى مملكت آذربايجان منظور نظر تربيت و احسان و به وزارت آذربايجان « 6 » سرافراز شد و تا آخر زمان آن حضرت به حسن كفايت و كاردانى منظور انظار عاطف و وزير آن ولايت بود .
دار الملك فارس
در آغاز بهار سلطنت ، چنانچه ايمايى به آن شد ، آن ملك دلپذير و ساير محال تابعه در تحت تصرّف [ 218 ] امامقلى خان بود . چون سانحهء قتل وى روى نموده دست
هامش
( 1 ) . الف ، ب : « آبا » ندارد .
( 2 ) . الف ، ب : مملكت .
( 3 ) . الف ، ب : امر .
( 4 ) . م : اقتصار .
( 5 ) . الف ، ب : « در » ندارد .
( 6 ) . الف ، ب : آنجا .