و خاقان معظم درآمد ، تحقيق حال از ملتزمان ركاب ظفر انتساب فرموده به مسامع جلال رسانيدند « 1 » كه خدمهء آن مراقد سدره مثال و سكنهء « 2 » آن اماكن سعادت مساكن از بيم دستانداز حوادث روزگار و آفت مضرّت اعراب و هجوم آشوب و انقلاب آن ديار جلاى وطن اختيار نموده در تكجه نام محلى از محال دارالسلام بار اقامت و آرام گشودهاند « 3 » ؛ لاجرم ابر گوهر بار دست جواد خاقان والانژاد به مضمون صدق مشحون :
نظم « 4 »
دور دستان را به احسان ياد كردن همّت است * ورنه هر نخلى به پاى خود ثمر مىافكند
عمل نموده به بارش ابر احسان كشت امانى و آمال ايشان را زياده بر خدام ساير روضات مقدّسات طراوت و نضارت بخشيد و بعد از سه روز كه به دريافت زيارت و طواف آن « 5 » مراقد ملايكمطاف سعادتاندوز بودند رايت عزيمت را به صوب مقرّ سلطنت ابد مدّت پرچم نصرت گشوده از راه طقوزاولوم « 6 » روانه گرديدند و در هارونآباد « 7 » به آغرق همايون پيوسته ، موكب جهانگشاى از راه ييلاقات مرحلهپيماى گرديد و در عرض راه به ملاحظه عرض سپاه ظفر پناه پرداخته در هر منزل فوجى از عساكر اقبال را منظور نظر كيميا اثر و به صوب منازل و اوطان ايشان مرخّص مىساختند تا تمام امراى عظام و عساكر ظفر احتشام از نظر اشراق اثر گذشته مرخّص و به جا و مكان خود روانه گشتند . و چون كوكبهء عز و شأن به قصبهء تويسركان كه از محال تيول امامقلى خان بيگلربيگى مملكت « 8 » فارس بود رسيد ، شهريار بندهپرور ، خان مشار اليه را منظور نظر آفتاب اثر فرموده سه روز ميهمان وى
هامش
( 1 ) . الف ، ب : رسانيده .
( 2 ) . الف ، ب : ساكنو
( 3 ) . ب : گشوده .
( 4 ) . الف ، ب : « نظم » ندارد .
( 5 ) . الف ، ب : « آن » ندارد .
( 6 ) . ب : ظفر اولوم .
( 7 ) . هارونآباد : واقع در استان كرمانشاهان مشتمل بر بخشهاى حومه كرند ، و گيلان غرب . رود صيمره آن را از شهرستان خرمآباد جدا مىسازد . هارونآباد بعدها به شاهآباد يا شاهآباد عرب تغيير نام يافت ( دايرةالمعارف فارسى ) . امروزه به اسلامآباد غرب معروف است .
( 8 ) . الف ، ب : ملك .