برگشت به خانه ، امّا وحشتِ تنهايى و دورىِ زهرا بر او سايه افكنده بود ! احساس مىكرد كه دنيا يكسره رو به زوال است . وفاتِ فاطمهء زهرا عليها السلام پس از رحلتِ مصطفى صلى الله عليه و آله سخت او را متأثر كرده بود . در اين حال شعرى سرود :
أرى علل الدنيا عليّ كثيرة * وصاحبها حتّى الممات عليل
لكلّ اجتماع من خليلين فرقة * و كلّ الذي دون الفراق قليل
و إن افتقادي فاطماً بعد أحمد * دليل على ألا يدوم خليل
« مىبينم كه رنجهاى بسيار اين دنيا بر من هجوم آورده ! و اين رنجديده تا هنگامِ مرگ دردمند است .
ميان هر دو نفر دوست ، بالأخره جدايى خواهد افتاد ! و هر مصيبتى ، در برابر فراق ناچيز است .
از دست دادنِ فاطمه ، پس از رسولاللَّه صلى الله عليه و آله دليل بر اين است كه ديگر دوستى باقى نمىماند ! »
دودمان پاك
عنايت و ارادهء خداوندى چنين خواسته بود كه سيدهء زنان ، فاطمهء زهرا عليها السلام ، آن بستر پاكى باشد كه دودمان پاك را حمل كند و خاستگاهِ پاكيزهاى براى آن بوستان عطرآگين و با شرافت اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و آله به شمار آيد . ذريّهء پاكِ فاطمهء زهرا عليها السلام ، همان ذريهء پيامبرخدا صلى الله عليه و آله هستند و بهترين شاهدِ اين مدعا ، گفتارِ رسولخدا صلى الله عليه و آله است :
« فاطمة بضعة منّي » « 1 » « فاطمه پارهاى از من است . »
و همچنين سيرهء مصطفى صلى الله عليه و آله گوياى اين حقيقت است ؛ آن حضرت به فرزندانِ زهرا عليها السلام به ويژه حسن و حسين آن گونه عنايت و توجّه داشت كه هيچ پدرى براى
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى ، در مناقب فاطمه عليها السلام ، ج 2 ، ص 308