تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
ربيع‌الأول را اختيار كرده‌اند . ابن عباس بيست و يكم رجب را گفته است . امّا آنچه ارجح است ، قولِ مداينى و واقدى و ابن عبدالبرّ است در استيعاب كه به گفتهء آنها وفات فاطمه زهرا عليها السلام شب سه‌شنبه ، دوم ماه رمضان سال يازدهم هجرى بوده است . « 1 » آن حضرت هنگامِ وفات بيست و نه سال داشت . « 2 » گويند پيش از وفات خوشحال و مسرور بود ؛ چراكه مىدانست به پدر ملحق مىشود و اين شادى به موجب بشارتى بود كه پيامبر به او داده بود ، كه او نخستين كسى است از خاندانش كه به او خواهد پيوست . خبرِ وفات زهرا عليها السلام در مدينةالرسول پيچيد . مردم گِردِ على عليه السلام جمع شدند ، آن حضرت نشسته بود ، حسن و حسين پيش رويش گريه مىكردند و على عليه السلام از گريهء آنها مىگريست ! مردم نيز نشستند و به على عليه السلام تسليت گفتند و منتظر بودند كه جنازه را بياورند و بر او نماز بخوانند . در اين حال ابوذر آمد و گفت : « مردم ! متفرق شويد كه تشييع جنازهء دختر پيغمبر صلى الله عليه و آله به تأخير افتاده است ! مردم برخاستند و رفتند وصيت فاطمه بود كه شب در بقيع به خاك سپرده شود . آن جنازه را - آن‌گونه كه اسماء بنت عميس توصيف كرده بود - در تابوتى نهادند . او نخستين كسى بود كه بر تابوت نهاده شد و اولين كسى بود از اهل‌بيت ، كه به پيامبر ملحق شد . جنازهء فاطمهء زهرا عليها السلام در ميان اشگهاىِ ديدگان و اندوه دل‌ها تشييع شد . على عليه السلام بر او نماز خواند و به كنار قبرش آمد ، آنگاه در كنارِ قبر ايستاد و با كلماتى كه از دلِ پردرد و اندوهِ وى برمىخاست ، بر او نوحه كرد ! خاكِ مدينهء طيّبه ، جَسَدِ فاطمه زهرا عليها السلام را در آغوش گرفت ، همانگونه كه جَسَدِ پدرش مصطفى عليها السلام و اجسادِ خواهرانش زينب و رُقيّه و ام‌ّكلثوم را در آغوش گرفته بود . على عليه السلام با قلب اندوهگين و چشم اشگبار ، با حبيبهء سفر كردهء خود وداع كرد و برگشت .
هامش
( 1 ) - ميان شيعه دو نظر وجود دارد : يكى سيزدهم جمادىالأولى ، ديگرى سوم جمادى الثانى كه دوم ارجح است ، « مترجم » . ( 2 ) - به عقيدهء شيعه ، هجده يا بيست ساله بودند ، « مترجم » .