سال سوم هجرت به مقابله و مبارزه با آنها شتافتند و جمعى از زنان مسلمان نيز براى مشاركت مردان در جهاد به پيكار آمدند كه از آن جمله زهرا عليها السلام دختر پيغمبر صلى الله عليه و آله بود .
جنگ احد آغاز شد و خدا پيروزى را براى مسلمين رَقم زد و به وعدهء خود وفا كرد و مشركان از ميدان گريختند و زنهايشان نيز فرارى شدند ! پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عبداللَّه بن جبير را به فرماندهى پنجاه سپاهى كماندار برگزيد و فرمود با تيرهايتان مشركان را برانيد كه از پشت بر ما حمله نياورند و چه ما پيروز شويم و يا شكست بخوريم ملزم هستيد مَقَرِّ خود را ترك نكنيد ، حتّى اگر ببينيد جز پرندهاى در ميدان نيست ! اما همين كه جبههء مشركان شكست خورد و فرارى شدند ، تير اندازان كه به پيروزى اطمينان يافته بودند راهىِ ميدان شده و گفتند : « رفقا ، غنيمت ! » و در اين حال عبداللَّهبن جبير فرمانده گروه ، توصيهء پيامبر را به آنان متذكر شد اما آنها عمل نكرده و پنداشتند كه مشركان ديگر بر نمىگردند ! سنگر را ترك گفتند و پشتِ جبههء اسلام را خالى گذاشتند ، همين كه مشركين ديدند تيراندازان موضعِ خود را ترك كردند ، نيروهاى خود را جمع آورى نموده و بر مسلمانان يورش آوردند ! و صدايى بلند شد كه محمّد صلى الله عليه و آله كشته شد ! مسلمانان در محاصرهء دشمن قرار گرفتند و هرچند پيروزى مبدل به شكست شد اما در حقيقت اين درسى بود تا قيامت براى امّت اسلام .
دشمن به سوى پيامبر خدا حمله برد و سنگى افكند كه به صورت ايشان اصابت نمود و دندان آن حضرت را شكست و سر و لب مباركشان را زخمى كرد و مسلمانان نمىدانستند پيامبر كجاست .
در اين حال علىبن ابىطالب عليه السلام دست پيامبر صلى الله عليه و آله را گرفت و طلحةبن عبيداللَّه كمك داد تا پيامبر ايستاد و مالكبن سنان خون از چهرهء آن حضرت پاك كرد .
بخارى از سهلبن سعد روايت كرده كه در پاسخ به چگونگى زخم رسولاللَّه صلى الله عليه و آله گفت : « به خدا قسم من مىدانم چه كسى زخم پيامبر خدا را شست وشو مىداد و چه كسى آب مىريخت و چه كسى مداوا مىكرد ، فاطمه دختر پيغمبر صلى الله عليه و آله آن را مىشست و علىبن ابىطالب با سِپَر آب مىريخت و فاطمه چون ديد آب جلوِ خون را نمىگيرد
إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 163
مساهمون: محمد عبده اليماني
ص١٦٣