رسالتهاى آسمانى را بر عهده دارند يقينىتر است . از آن پس ، بيمارى امّالمؤمنين خديجه ، شدت گرفت امابيمارىِ او ، وى را مشغول نداشت ، بلكه تمام توجّه او به رسول خدا و يارانش و دعوت به خداى يگانه بود . با صبر و بردبارى در مقابل رنجها لبخند مىزد ولى تلاش همه جانبهء دعوت بر چهرهء ياورش سايه مىافكند و خديجه با دست پرمهرش وى را نوازش مىداد و آثار رنج و مشقت را از چهرهاش مىزدود .
آيا نقشِ همسرى صادق و صالح و شكيبا ، با زوج خود ، جز اين است كه چون به او بنگرد شادمان شود ؟ ( إذا نظر إليها سرته ) - مانند نقشى كه مادر مهربان دارد و غبار اندوه را از سيماى فرزند مىزدايد - و اين چنين ، مشكلات راه و آلام دنيا را بر طرف مىسازد .
خديجه براى پيامبر ، چون مادر مهربان بود ، آنگاه كه به عاطفه و مِهرِ مادرى نياز شديد داشت ، تا اينكه وى را مورد تَفَقُّد قرار دهد و تلخى يتيمى را از جبينش بزدايد .
بانوى باايمان و مادر مؤمنان ، بسيار سپاسگوىِ خدا بود ، كه او را به ايمان توفيق داد و توانست نقشى را در خدمت دعوتِ خدا و آيين جاودان او ، ايفا كند براى رضاى خدا .
خدمت به همسر امين و فرستادهء خدا ، تنها براى خدا بود و بس و محبت خدا در قلب او نقش بسته و با روح او آميخته شده بود كه با مرگ اين تن رنجور از بين نخواهد رفت و همچنان جاودانه خواهد ماند .
ديدگان را مىگشايد و مىبيند كه همسر باوفايش با عطوفت و مهر در كنار اوست و جز دعا و اميد به خداوند ، كارى از او ساخته نيست . اما فاطمهء كوچك اشك از ديده فرو مىبارَد و از دور نظاره مىكند . گاهى نزديك مادر مىآيد و آنگاه به كنارى مىرود تا اشكها را از ديدگان پاك كند . كسانى را در اطراف بستر مادر مهربان مىبيند كه اشك مىريزند و گريه مىكنند و او نيز چارهاى جز گريه ندارد .
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در جوار همسر بيمارش مراقبِ حال اوست تا وحشتِ تنهايىاش بر طرف شود . لحظات احتضارِ بانويى بزرگ فرا رسيده كه در اسلام پيشگام بود و با قلب مؤمن خويش نهال دعوت نوپا را پروراند ، با پيامبر و مؤمنان با مال و آبروى خود هميارى كرد و بالاتر از همه ، بانويى كه بشارتِ خانهاى را در بهشت به او داده بودند ! جبرئيل امين
إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: محمد عبده اليماني
ص١١٠