تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩
غرق در آهن بود ، سرانجام سعد را شهيد كرد . او در حالى كه نقاب بر چهره داشت از اسب فرود آمد ، مرا شناخت ولى من او را نمىشناختم . بانگ برداشت : پسر ابى طالب ، بيا با هم نبرد كنيم . من به سوى او تاختم و او شروع به فرود آمدن به سمت من كرد . من اندكى به عقب برگشتم تا او هم سطح من قرار گيرد ، چون دوست نداشتم شمشيرش را از بالا بر من فرود آورد . گفت : اى پسر ابىطالب ، گريختى ؟ گفتم : به زودى دزدزاده خواهد گريخت . وقتى پا بر جا شدم و رو در روى او ايستادم ، پيش آمد و همين كه نزديك من رسيد شمشيرش را بر من فرود آورد ، با سپر ، خود را پوشاندم ، شمشيرش در سپرم گير كرد . من ضربتى بر شانه‌اش زدم كه زره‌اش را دريد ، پنداشتم كارش تمام است ، ناگاه متوجه برق شمشيرى از پشت سرخود شدم ، سرم را پايين گرفتم ، شمشير ناشناس كاسهء سر دشمن را همراه با كلاهخودش از تن جدا كرد و گفت : بگير كه من پسر عبدالمطّلب هستم . چون به عقب برگشتم ، ديدم عمويم حمزه است . « 1 » آرى ، در دلاورى حمزه همين بس كه او در ميدان رزم به كمك شير مردى همچون اميرمؤمنان على ( ع ) نيز مىشتافته و به او يارى مىرسانده است . پس از كشته شدن وليد و عتبه و شيبه به‌دست على ( ع ) و حمزه و عبيده ، على ( ع ) زره ، مِغفَر ( زرهى كه زير كلاهخود مىپوشند ) وكلاهخود وليد بن عتبه را براى خود برداشت ، حمزه نيز سلاح عتبه را تصاحب كرد و عبيدة بن حارث نيز زرهء شيبه را برداشت كه پس از وى به وارثان او رسيد . « 2 »

نقش حمزه در بدر

جنگ بدر نخستين پيروزى سپاه توحيد بر نيروهاى كفر بود كه طىّ آن هفتاد تن از كافران به دست تواناى رزمندگان اسلام به هلاكت رسيدند و هفتاد تن ديگر از آنان به اسارت درآمدند . تنى چند از سران كفار به‌دست حمزه به قتل رسيدند كه طعيمةبن عدى
هامش
( 1 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 93 و بحارالانوار ، ج 19 ، ص 338 - 339 . ( 2 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 100 .
اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 39 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه