سينهخيز خود را بهسمت حوض كشانيد و خود را در آن افكند تا به سوگند خود وفا كرده باشد . حمزه نيز او را دنبال كرد و او را در داخل حوض كشت . « 1 »
هماورد عتبه
عُتْبة بن ربيعه ، برادر شيبه و پدر وليد و همچنين پدر هند - همسر ابوسفيان - را به حق مىتوان از افراد فهميده و صلحطلب قريش دانست . او نقطهء مقابل ابوجهل بود و اگر دونصفتىهاى اين عنصر ديوسيرت نبود ، بىشك تلاشهاى عتبه در خاموش كردن آتش جنگ ميان قريش و مسلمانان به ثمر مىنشست و جنگى رخ نمىداد ، چون عتبه پيوسته از ترك مخاصمه و صلح با مسلمانان طرفدارى مىكرد و از درگيرى با ايشان جداً دورى مىورزيد .
رسول خدا ( ص ) پيش از درگير شدن دو گروه با يكديگر ، مردى از سپاه دشمن را ديد كه بر شترى سرخمو سوار بود و در ميان جمع دشمن حركت مىكرد . رسول خدا ( ص ) فرمود : يا على ، حمزه را صدا كن . حمزه از همه به مواضع مشركان نزديكتر بود . رسول خدا ( ص ) از حمزه پرسيد : صاحب شتر سرخمو كيست و به ياران خود چه مىگويد ؟
حمزه پاسخ داد : او عتبة بن ربيعه است و قريش را از جنگ و درگيرى بازمىدارد و به آنان مىگويد : من گروهى از جان گذشته را مىبينم كه شما نمىتوانيد بر آنها پيروز شويد و بازماندهاى داشته باشيد . هان اى خويشان من ، امروز كوزه را بر سر من بشكنيد و بگوييد عتبه بن ربيعه ترسو است و حال اين كه همهء شما مىدانيد كه من هيچگاه ترسوترين شما نبودهام . ابوجهل سخنان او را شنيد و به وى گفت : تو اين را مىگويى ! به خدا سوگند ، اگر كسى جز تو اينچنين سخنى مىگفت ، او را دندان مىگرفتم . ششها و درونت از ترس پر شده است ! عتبه به او گفت : مرا سرزنش مىكنى اى سراپا رنگ باخته ، امروز خواهى ديد كه كداميك ترسوتريم . « 2 »
هامش
( 1 ) . كامل ، ج 2 ، ص 124 ؛ مغازى ، ج 1 ، ص 68 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 445 .
( 2 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 425 - 426 ؛ المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 194 .