سفيد بوده است . بنابراين ، شايد اين نتيجه را بتوان گرفت كه مسالمتجويى و صلحطلبى روح حاكم بر همهء عملياتهاى نظامى پيامبر ( ص ) بوده و ستيزهجويى از سوى دشمنان اسلام انجام مىگرفته است .
در غزوهء ذات العُشَيْره
هنگامى كه به پيامبر ( ص ) خبر رسيد كه كاروان قريش از مكه به سوى شام رهسپار شده است ، در رأس گروهى از نيروهاى مهاجر « 1 » به قصد تعقيب اين كاروان از مدينه خارج شد . پيامبر ( ص ) در جمادى الأولى سال دوم هجرى « 2 » از يَنبُع « 3 » آهنگ عُشيره كرد و پرچمدار آن حضرت در اين واقعه كه به غزوه ذات العشيره معروف است ، حمزه بود . « 4 »
وقتى پيامبر ( ص ) به عُشَيْرَه « 5 » رسيد با قبيلههاى بنى مُدلَج و همپيمانان از بنى ضَمره قرارداد همزيستى و ترك خصومت منعقد نمود و بىآنكه با قريش روبهرو شود ، به مدينه بازگشت . « 6 »
در واقعهء بدر
از زمانى كه حمزه به دين اسلام گرويد ، پيوسته كمر به يارى رسول خدا ( ص ) بست و لحظهاى در فداكارى و جانبازى نسبت به پيامبر عاليقدر اسلام فروگذار نكرد . « 7 » در اين ميان ، نقش وى در جنگ بدر سرنوشت ساز بود . مرحوم امين دربارهء او نوشته است :
حماسهسازىهاى او در بدر بسيار چشمگير بود . « 8 » مامقانى و ديگران نيز چنين از وى ياد
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 408 .
( 2 ) . واقدى اين غزوه را در شانزدهمين ماه پس از هجرت ذكر كرده است ( مغازى ، ج 1 ، ص 2 ) .
( 3 ) . قلعهاى است نزديك مدينه بر سر راه مكه كه زمين آن بسيار چشمهسار بوده و داراى يكصد و هفتاد چشمهء آب است و به همين جهت آن را ينْبُع ناميدهاند ( معجم البلدان ، ج 5 ، ص 449 ) .
( 4 ) . كامل ، ج 2 ، ص 112 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 408 ؛ طبقات ، ج 2 ، ص 9 .
( 5 ) . عُشَيره از نواحى « ينْبُع » ميان مكه و مدينه است ( معجم البلدان ، ج 4 ، ص 128 ) .
( 6 ) . كامل ، ج 2 ، ص 112 .
( 7 ) . اعيان الشيعه ، ج 6 ، ص 243 .
( 8 ) . شَهِدَ بَدْراً وَابْلى فِيْها بَلاءً حَسَناً ( اعيان الشيعه ، ج 6 ، ص 245 ) .