بود ، نه پر مو و نه كم مو ، و چشمانى فراخ و ابروهايى پيوسته داشت . « 1 »
نقش مقداد در جنگ بدر
عبداللّه بن مسعود ، صحابى بزرگ پيامبر ، در بارهء نقش مقداد در جنگ بدر مىگويد :
شاهد مقام و موقعيتى از مقداد بودم كه اگر آن موقعيت را من داشتم ، نزد من محبوبتر بود از آنكه تمام دنيا مال من باشد ! « 2 »
پيش از بروز جنگ بدر ، پيامبر ( ص ) و يارانش براى مقابله با كاروان تجارى قريش كه از شام به مكه رهسپار بود ، به دشت بدر رسيدند ، ولى خبر رسيد كه كاروان از بىراهه به سوى مكه شتافته است . همچنين مسلمانان آگاه شدند كه سپاهى بزرگ و مجهز ، از مكه براى نجات كاروان به راه افتاده و نزديك است به دشت بدر برسد . تعداد سپاه اسلام 313 نفر بود كه آن هم براى مقابله با يك كاروان و تعدادى محافظ خود را آماده كرده بودند نه براى پيكار با صدها جنگجوى سواره كه با كينهورزى و غرور و تكبر به جنگ مسلمانان آمده بودند .
آرى ، آن روز تعداد مسلمانان كم بود و پيش از آن نيز در هيچ جنگى شركت نكرده بودند .
در اين بحران پيش آمده ، پيامبر اكرم ( ص ) براى آنكه ايمان كسانى را كه با او بودند آزمايش كند و از استعداد و توان رزمىشان آگاهى يابد ، شوراى نظامى تشكيل داد و از ياران خود نظرخواهى كرد . عمر چنين گفت : اى رسول خدا ، به خدا قسم ، اين قريش است و از آنگاه كه عزيز شده هيچگاه خوار نشده است و به خدا ، از وقتى كه كافر شده ايمان نياورده است و به خدا ، هرگز عزتش را از دست نمىدهد و با شدّت خواهد جنگيد ! تو هم بايد در خور آن و با كمال ساز و برگ جنگ نمايى . « 3 » در اين هنگام مقداد برخاست و در سخنانى حماسى ، گفت :
اى رسول خدا ، هر آنچه خدا امر كرده اجرا كن كه ما همراه توييم . به خدا سوگند ، ما هرگز سخنى را كه بنى اسراييل به موسى گفتند به شما نمىگوييم كه « تو و خدايت برويد جنگ كنيد و ما اينجا نشستهايم » بلكه مىگوييم به كمك پروردگارت جنگ كن ، ما نيز به همراه شما خواهم جنگيد .
پيامبر اكرم ( ص ) براى مقداد آرزوى خير و دعا كرد . « 4 »
هامش
( 1 ) . طبقات ، ج 3 ، ص 163 .
( 2 ) . طبقات ، ج 3 ، ص 162 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 434 .
( 3 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 48 .
( 4 ) . همان .