عمّار هاشم را تشجيع مىكرد و به او مىگفت : پا در ركاب كن ، حمله كن . « 1 » عمّار همچنين به هاشم گفت : پدر و مادرم فداى تو ، حمله كن ، بتاز . هاشم در پاسخ به او گفت :
عمّار ، تو جنگ را سبك گرفتهاى ، ولى من بايد با پرچم هجوم كنم و اميدوارم به آرزوى خود برسم . « 2 »
عمّار نيروهاى رزمنده را نيز تشويق مىكرد و به آنها مىگفت : بندگان خدا ، پايدارى كنيد كه بهشت زير سايهء شمشيرهاست . « 3 » با تشويق عمّار ، هاشم مرقال سخت به نيروهاى معاويه هجوم برد . « 4 »
شهادت عمّار
در آستانهء شهادت
هجوم همگانى در صفين آغاز شد و سپاهيان على ( ع ) و نيروهاى شام با يكديگر درگير شدند و تا غروب جنگيدند . روز بعد نيز نبرد عمومى ادامه يافت . در اين نبرد ، عمّار ، قيس بن سعد و عبداللّه بن بديل ، فرمانده نيروهاى قارى قرآن بودند . « 5 »
عمّار پيش تاخت و مدّتى جنگيد ، آنگاه به جايگاه خود بازگشت و درخواست آب كرد . يكى از زنان بنىشيبان ظرفى از شير آورد . عمّار وقتى شير را ديد گفت :
اللّه اكبر ! اللّه اكبر ! امروز زير نيزهها عزيزانم را ديدار مىكنم ، رسول خدا ( ص ) راستگو است و خبر او راست است ، امروز روز موعود است ، آيا كسى هست كه زير نيزهها به سوى خدا حركت كند ؟ سوگند به خدايى كه جانم به دست اوست ، اكنون در بارهء تأويل قرآن با آنان مىجنگيم ، همانگونه كه در بارهء تنزيل آن با آنان جنگيديم .
هامش
( 1 ) . وقعهء صفين ، ص 328 .
( 2 ) . همان ، ص 340 .
( 3 ) . همان ، ص 328 .
( 4 ) . همان ، ص 340 .
( 5 ) . كامل ، ج 3 ، ص 297 .