در سخنانى ، جنگ با سركشان شام را تأييد كرد . با پايانيافتن سخنان وى ، عمّار برخاست و پس از حمد و سپاس خدا چنين گفت :
اى امير مؤمنان ، اگر بتوانى حتى يك روز هم درنگ مكن و ما را پيش از شعلهور شدن آتشى كه تبهكاران افروختهاند و پيش از آنكه بر ضدّ مسلمانان متّحد شوند ، به سوى آنان فرست و بدين وسيله آنان را به راه راست دعوت كن ، اگر پذيرفتند سعادتمند مىشوند و اگر جز جنگ راه ديگرى نپويند ، در اين صورت مىجنگيم و به خدا سوگند كه ريختن خون آنان و تلاش در پيكار با ايشان ، نزديك شدن به خدا و كرامت الهى است . « 1 »
از فرماندهان ارشد
پس از قطعى شدن جنگ ، على ( ع ) به آرايش نظامى نيروها پرداخت . آن حضرت مالك اشتر را فرمانده نيروهاى سوارهنظام اعزامى از كوفه ، سهيل بن حنيف را فرمانده سپاه اعزامى از بصره ، عمّار را فرمانده نيروهاى پيادهنظام اعزامى از كوفه ، قيس بن سعد را فرمانده نيروى پيادهء بصره ، هاشم مرقال را پرچمدار ، و مُسَعَّر بن فدكى را فرمانده نيروهايى كه از قاريان قرآن تشكيل شده بود ، قرار داد . « 2 »
معاويه از ديدگاه عمّار
در يكى از روزهاى جنگ صفين مردى به عمّار گفت : اى ابويقظان ، مگر رسول خدا ( ص ) نفرمود : با مردم ( بى دين ) بجنگيد تا اسلام آورند و آنگاه كه اسلام را پذيرفتند ، خون و دارايىشان در امان است ؟ عمّار پاسخ داد : آرى ، رسول خدا ( ص ) اينگونه فرموده است ، ولى اينان اسلام نياوردند و به ظاهر تسليم شدند و كفر را در دل نهان كردند تا اينكه ياورانى يافتند و به جنگ آمدند . « 3 »
هامش
( 1 ) . وقعهء صفين ، ص 92 - 93 .
( 2 ) . كامل ، ج 3 ، ص 294 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 11 با اندكى اختلاف .
( 3 ) . وقعهء صفين ، ص 215 .