همچنين حضرتش فرمود : از جمله چيزهايى كه از زنان برداشته شده است ، يكى هم استلام حجر الاسود است . « 1 »
روزى عمر در حالى كه حجر را مىبوسيد ، مىگفت : « تو را تنها به خاطر آن كه رسولخدا صلى الله عليه و آله مىبوسيد ، مىبوسم ، و گرنه مىدانم كه تو سنگى بيش نيستى و نفع و ضررى ندارى ! »
اميرمؤمنان على عليه السلام فرمود : حجر ، هم سود دارد و هم زيان ، « فهذا يشهد للمؤمن بالوفاء و يشهد على الكافر بالجُحود . » ؛ « 2 » « اين سنگ وفاى مؤمن را نشان مىدهد و انكار كافر را . »
در سال 317 قمرى يكى از فرقههاى منسوب به اسماعيليان كه به « قرامطه » شهرت داشت ، حجرالأسود را از كنار كعبه برداشت و به احساء برد . اين گروه به مدت 22 سال - چهار روز كم - تا سال 339 هجرى سنگ را در آنجا نگاه داشتند و سپس در عيد قربان همين سال ، آن را به جاى نخست باز گرداندند . « 3 » پس از آن ، طى سالهاى پياپى ، حجر الاسود به طور عمد يا غير عمد از جاى خود كنده شد و هر بار اجزايى از آن خرد و جدا گرديد . هر بار اين اجزا به هم چسبانده شد و همان گونه كه گذشت ، اكنون مجموعهء آن در هالهاى از نقره قرار داده شده است .
حجرالأسود برديوار كعبه درارتفاع 5 / 1 مترى زمين قرار دارد . استلام و بوسيدن آن سفارش شده و در نقلها آمده است كه رسول اللَّه صلى الله عليه و آله مقيّد به استلام و بوسيدن آن بوده است .
گفتنى است حجرالأسود آغاز و پايان طواف بوده و برابر آن سنگ سياهى روى زمين ( تا انتهاى مسجد ) كشيده شده است . به علاوه ، چراغى سبز رنگ بر ديوار مسجد
هامش
( 1 ) من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 326
( 2 ) نك : شرح الأخبار قاضى نعمان ، ج 2 ، ص 317
( 3 ) - شرح اين واقعه با عنوان « فتنهء قرامطه در مكه » در فصلنامهء « ميقات حج » شمارهء پنجم به قلم آقاىيعقوب جعفرى چاپ شده است .