زده باشد ، نادرست است .
ابو نمر كنانى مىگويد : روز احد ما ( مشركان ) فرار كرديم و اصحاب محمد به غارت قرارگاه و لشكر ما پرداختند . من به حدّى از صحنه دور شدم كه پايم به كوه جماد ( در قسمت غربى ميدان جنگ ) رسيد . در آن لحظه بود كه لشكر ما بر مسلمانان حمله كرد . « 1 »
رافع بن خديج مىگويد : وقتى تير اندازان پايين آمدند و شمارى اندك باقى ماندند ، خالد بن وليد به كوه ( رمات ) نگاه كرد و ديد كسان اندكى بر آنند . پس به سرعت با لشكر حمله برد و عكرمة بن ابى جهل هم به دنبال او رفت . آنها بر چند تنِ باقى مانده يورش بردند . افراد تيراندازِ باقىمانده تيراندازى كردند تا همه كشته شدند . « 2 »
اين نقل نيز حكايت از آن دارد كه خالد كوه رمات را مشاهده مىكرده و مراقب بوده تا فرصتى به دست آورد . در لحظهاى كه در حدود چهل نفر از تيراندازان از رمات پايين آمدند ، او فرصت را غنيمت شمرد تا حمله كند . همه اين كارها برق آسا انجام شده است .
ابن عباس هم مىگويد : « فلمّا أخلّ الرُماة تلك الخلّة الَّتي كانُوا فيها ، دخلت الخيل مِن ذلك المَوضِع على اصحاب النّبى صلى الله عليه و آله » « 3 » ؛ « زمانى كه تيراندازان اين فاصله را ترك كردند ، اسبان دشمن از اين موضع بر اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله يورش بردند . »
واقدى در خبر ديگر آورده است كه خالد چند بار كوشيد تا از قسمت چپ پيامبر صلى الله عليه و آله كه همان سمت جبل رمات بود - عبور كند يا از دامنهء كوه ( احد ) حملهور شود ؛ اما تيراندازان مانع او مىشدند . اين كار چند بار تكرار شد ؛ ليكن مسلمانان جلوگيرى كردند . « 4 »
هامش
( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 261
( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 232 ؛ طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 41
( 3 ) . مسند احمد ، ج 4 ، ص 209
( 4 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 229