نَفَر مِن اصْحابِهِ مُصعدين فيالْجَبَل » ؛ « او را همراه شمارى از اصحابش ديدم كه از كوه بالا مىرفت . » « 1 »
كعب بن مالك مىگويد : وقتى مردم متفرق شدند ، من نخستين كسى بودم كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را شناختم و به مؤمنان بشارت زنده بودنِ او را دادم . او مىافزايد : من در آن لحظه در شِعب بودم و رسول خدا صلى الله عليه و آله اشاره كرد كه ساكت شوم « 2 » تا سبب شناخته شدن پيامبر صلى الله عليه و آله نشوم . طبعاً در آن لحظه هنوز خطر كاملًا دفع نشده بود .
نملة بن ابى نمله نيز مىگويد : وقتى مسلمانان شكست خوردند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله را با شمارى از اصحابش ، از مهاجر و انصار ديدم كه بر گردش حلقه زده و همراه او به شعب رفتند . در آن هنگام ، مسلمانان نه پرچمى داشتند و نه دستهاى منظم .
اين در حالى بود كه مشركان در وادى به راحتى رفت و آمد مىكردند و هيچكس مانع آنان نبود . « 3 » تا زمانى كه دشمن در وادى و آن نواحى بود ، پيامبر صلى الله عليه و آله در شعب ماند ، اما پس از رفتن آنان ، از شعب پايين آمدند و به جمع آورى شهدا پرداختند .
افرادى كه فرار كرده بودند ، به تدريج بازگشتند ؛ از شهر نيز زنان به آن سوى آمدند و همه براى دفن شهدا ، كه بسيارى مثله شده بودند ، مشغول شدند .
آثار فعلى احد
ايستادن روى كوه رمات و نگريستن به دامنهء احد ، هر فردى را متأسف و ناراحت مىكند و به ياد خاطرهاى تلخ مىاندازد ؛ ماجرايى كه سبب شهادت بسيارى از اصحاب پاك رسول خدا صلى الله عليه و آله به ويژه سيد الشهدا ، حمزه شد . بىگمان اين منطقه عبرت آموزترين نقطهاى است كه انسان در مدينهء فعلى مىتواند آن را بنگرد .
هامش
( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 237
( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 236
( 3 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 238