است برخى از اين خانهها مورد استفادهء موقّت صاحبانش بوده و براى مثال در فاصلهء ميان دو نماز ظهر و عصر يا مغرب و عشا در آنجا استراحت مىكردند . اين خانهها ، اغلب درى نيز به مسجد داشت كه تا سال دوم هجرى از همان در به مسجد رفت و آمد داشتند . پس از آن كه پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : « سُدُّوا الأبْواب الّا باب عَلِىّ » ؛ « همهء درها به مسجد بسته شود ، مگر در خانهء على » ، درهاى پيشگفته بسته شد . وقتى اصحاب در اينباره به پيامبر صلى الله عليه و آله اعتراض كردند ، حضرت فرمود به فرمان خدا چنين كرده است . اين روايت را شمار فراوانى از صحابه مانند ابن عباس ، زيد بن ارقم ، براء بن عازب انصارى ، سعد بن ابىوقاص ، عبداللَّه بن عمر ، جابربن عبداللَّه انصارى ، امّ سلمه و شمارى ديگر نقل كردهاند كه ابن عساكر روايات آنان را در شرح حال امام على عليه السلام ، در تاريخ دمشق آورده است . « 1 »
در قرآن از اين خانهها ، يك بار با عنوان « حُجُرات » ياد شده :
إِنَّ الَّذِينَ يُنادُونَكَ مِنْ وَراءِ الْحُجُراتِ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ .
« 2 »
و بار ديگر با عنوان بيوت
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ . . . .
« 3 »
تا سال 91 هجرى ، خانهها به همان سبك و سياق اول باقى ماند ؛ اما زمانى كه وليد ابن عبدالملك كارهاى عمارتى گستردهاى را در مدينه دنبال كرد و به فكر توسعهء مسجدالنبى و تجديد بناى تمامى مساجد مدينه افتاد ، به عمربن عبدالعزيز ، حاكم خود در مدينه دستور داد خانههاى پيامبر را تخريب كند . مردم مدينه از اين اقدام سخت ناراحت بودند و در حالى كه گريه مىكردند ، نظارهگر تخريب خانهها بودند . علت ناراحتى آنان اين بود كه مىخواستند آثار پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان آنان محفوظ بماند ، تا نسلهاى آينده بدانند آن حضرت تا چه اندازه زندگى ساده و بىآلايش داشته است . سعيد بن مسيب
هامش
( 1 ) ترجمة الامام علىبن ابى طالب ، ابن عساكر ، تصحيح محمدباقر محمودى ، صص 305 - 275
( 2 ) حجرات : 4
( 3 ) احزاب : 53