اوس و خزرج هر دو از قبايل جنوبى جزيرةالعرب بودند كه حدود يكصد و پنجاه سال قبل از اسلام به يثرب آمده بودند . به همين دليل ، بر خلاف قريش كه عدنانى هستند ، اوس و خزرج را بايد قحطانى به حساب آورد .
نكتهء ديگر آن كه ، يثرب تنها به يكى از واحههاى ميان دو حرّهء شرقى و غربى اطلاق مىشده ، اما به تدريج اين نام ، به تمامى اين نواحى اختصاص يافته است .
وادىهاى مدينه
اگر دو موقعيت جغرافيايى را در مدينه مهمترين ويژگى طبيعى اين شهر بدانيم ، يكى : وجود سه حرّه در جنوب ، غرب و شرق اين شهر است و ديگر : وجود چندين وادى كه آبهاى پراكنده و اندك را به مسيرهاى مشخصى سوق مىدهد و جهت استفادهء مردم و قبايلى كه در هر نقطه به اميد آب و كشت زندگى مىكنند ، مىرساند .
آب و هواى مدينه در مقايسه با مكه بسيار بهتر است ؛ چرا كه زمينهاى حاصلخيز و آب نسبتاًمكفىدارد ، بااين حالبايدگفت مدينه هم سرزمينى كم آب به حساب مىآيد .
آب اين شهر در چندين وادى معروف جارى است كه البته نه دائمى بلكه موقتى است و با اين حال ، آن اندازه هست كه بتوان به اميد آن به كشت و زرع پرداخت .
بهترين منطقه مدينه بخش جنوبى آن در امتداد ميان شرق و غرب شهر است كه به نامهاى عوالى ، قبا و عُصْبه شهرت دارد و از پرجمعيتترين مناطق منطقه به شمار مىرود . در اين بخش آب به مقدار فراوان يافت شده و مزارع متعددى در آن تا به امروز وجود دارد . در اين بخش ، شبكهاى از بهترين وادىها براى كنترل آبها وجود دارد ؛ مانند « وادى مَهْزور » از شرق ، وادى « مُذَينب » از جنوب شرقى ، وادى « رانوناء » از جنوب و بخشى از وادى « بطحان » كه در مسيرش به شمال غرب به اين وادىها مىپيوندد . از اينرو ، ترديدى وجود ندارد كه اين وادىها و چاهها در سمت عوالى ، قبا و عصبه ، از مهمترين عوامل در تمركز جمعيت در آن نواحى و پرداختن آنان به كشاورزى در شكل گسترده بوده است .