نموده و خنثى مشكل را بعنوان زوج و يا زوجه ، وارث فرض نموده است . »
( عدم ترتّب الاثر المذكور من جهة النّكاح . . . ) يعنى خنثى نمىتواند با مرئهاى ازدواج نمايد چه آنكه اصل عدم ذكوريّت خنثى كه همان عدم ترتب اثر نكاح است ، جارى مىشود و با عقد نكاح ، مرئه مورد نظر ، زوجه خنثى نمىشود و لذا وجوب حفظ فرج برعهده خنثى ( حتى از مرئهاى كه با آن ازدواج كرده ثابت است ) بالاخره آثار عقد و نكاح بر عقد نكاح خنثى با مرئه مترتب نخواهد شد .
( فافهم . . . ) صاحب وسيلة الوسائل فرموده است : فافهم شايد اشاره به اين باشد كه فرض شيخ طوسى معناى محصّلى ندارد چه آنكه خنثى در حين عقد ، خنثى بودنش يا معلوم است و يا آنكه مورد توجّه نمىباشد اگر خنثى بودنش در حين عقد نكاح ، مورد توجّه باشد اصلا عقد نكاح فاسد و باطل است بخاطر آنكه ذكوريّت و انوثيّت خنثى محرز نمىباشد و لذا عقد نكاح او با غير ، باطل است و اگر خنثى بودنش مورد توجه نباشد از قبيل موطوئه بالشبهه مىباشد و در هر دو فرض ، ارث بردن ناصحيح و ناروا خواهد بود .
خدايا چنان كن كه پايان كار * تو خوشنود باشى و ما رستگار
پايان جلد اوّل شرح رسائل * و السلام على من اتبع الحق