تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 96

مساهمون:

ص٩٦
فرمانروايان مسلمان اندلس نيز فريب اين پيمان را خوردند و با صلح موافقت كردند . درپى پذيرش پيمان صلح با مسيحيان ، اخلاق و رفتار مسلمانان اندلس به تدريج به فساد و تباهى گراييد . مبلغان و كشيشان مسيحى گردشگاه‌هاى مجلل و زيبايى را فراهم مىآوردند و در آن به تبليغ مسيحيت مىپرداختند . چهره‌هاى سرشناس مسلمانان به‌ويژه در روزهاى يكشنبه به‌سوى آن اماكن مىرفتند تا علاوه بر گردش ، به تماشا و لذت بردن از دختران مسيحى نيز بپردازند . هم زمان و بر اساس توصيه‌هاى براق بن عمار ، شراب اروپا به اندلس سرازير شد تا جوانان مسلمان را فاسد كند . در نتيجه ، باده‌گسارى به امرى عادى در بين جوانان مسلمان تبديل شد و هر كه از اين كار سرباز مىزد ، او را كهنه‌پرست و متعصب خطاب مىكردند . جوانان مسلمان ، ديگر براى ارزش‌هاى دينى و اجتماعى خود ارزش قائل نبودند و مسجدها تنها به جايگاه افراد سالخورده مبدل شد و در عوض ، عشرتكده‌ها و مراكز عيش و نوش مملو از جوانان بود كه براى لذت‌بردن از دختران مسيحى به آنجا مىرفتند . خوش‌گذرانى و تجمل به اندازه‌اى بالا گرفت كه تأمين اين خواسته‌ها با درآمدهاى مشروع ممكن نبود . لذا فساد ادارى ، رشوه و اختلاس رواج يافت و طبقات توليد كننده مانند دهقانان ، كارگران و صنعتگران مورد بىتوجهى قرار گرفتند و هر روز فقيرتر و ناراضىتر شدند . « 1 » پس از آن ، مسيحيان با خيانت برخى سرداران مسلمان ، شهر والانس را تصرف كردند و جنايات فجيعى را در اين شهر مرتكب شدند . آنها هزاران نفر از مسلمانان را به خاك و خون كشيدند و حتى به تجاوز نواميس مسلمانان در مقابل چشمان همسران ، پدران و مادرانشان پرداختند . تصرف اين شهر به‌قدرى سريع صورت گرفت كه حكام ديگر شهرها نتوانستند به بسيج نيروهاى خود بپردازند . اين‌گونه بود كه مسيحيان با توسل به چنين ترفندهاى زيركانه‌اى توانستند با آلوده‌ساختن جامعه اسلامى ، به‌تدريج شهرهاى ديگر اسپانيا را نيز يكى پس از ديگرى به تصرف خود درآورند .

سه . عوامل ژئوپليتيكى

نكته مهم ژئوپليتيكى درخصوص فتوحات مسلمانان در اندلس اين است كه شبه‌جزيره ايبرى ( اندلس ) به‌طور كامل فتح نشد و به تصرف كامل مسلمانان درنيامد ؛ مخصوصاً در شمال
هامش
( 1 ) . همان ، ص 22 - 8 .
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 96 | جمعى از نويسندگان