غربى ، ناحيه بزرگى از اندلس دست نخورده باقى ماند . در ساير نقاط هم مناطقى وجود داشت كه مسلمانان تسلط مؤثرى بر آنها نداشتند . مسيحيان كه كل اسپانيا را از دست داده بودند ، نوار باريكى را در سواحل شمال اسپانيا در كنار خليج بيسكاى براى خود بهمثابه پلى حفظ كردند تا شايد بتوانند از همين مكان با استفاده از ضعف و اختلافات داخلى و بىتوجهى مسلمانان ، بهصورت تدريجى بهسوى جنوب گسترش يافته ، بهتدريج اسپانيا را به دامن مسيحيت بازگردانند . « 1 »
نتيجهگيرى
با بررسى تحولات درونى جهان اسلام مشخص مىشود كه افول و سير نزولى مسلمين به لحاظ قواى مادى و غيرمادى از قرنها پيش آغاز شده بود . ضعف سيستم خلافت ، اختلافات داخلى ، حمله مغول و ضربات جبرانناپذير آن ، موجب تسريع روند انحطاط مسلمين شد و اين در حالى بود كه اروپاييان از طريق تماسها و پيوندهاى نزديك با جهان اسلام از طريق بازرگانى ، جنگهاى صليبى و اندلسِ اسلامى ، بهتدريج روند بيدارى فكرى و فرهنگى خود را آغاز كرده بودند . جالب اينجاست كه سرآغاز دوران شكوفايى فكرى و فرهنگى اروپاييان در سال 1453 ميلادى يعنى با شكست روم شرقى در قسطنطنيه پديدار شد . « 2 » درحالىكه نقطه عطف افول و ضعف مسلمين نيز در سال 1492 ميلادى با شكست آخرين حكومت اسلامى در اندلس ، بروز يافت . البته حدود دو قرن طول كشيد تا اين تغيير موازنه قوا به سود اروپاييان كاملًا آشكار شود .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 30 و 31 .
( 2 ) . مونتگمرى وات ، اسپانياى اسلامى ، ص 32 - 10 .