تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
علوم عملى نيز سه دسته‌اند : « علم اخلاق » مربوط به زندگى شخصى ؛ « علم تدبير منزل » مربوط به خانواده و « علم سياست » مربوط به مسائل جامعه . اين طبقه‌بندى تحت‌تأثير فلسفه يونان ، به‌ويژه ارسطو ، صورت گرفته است . دو . علوم اسلامى و غيراسلامى : علوم اسلامى علومى هستند كه به‌طور خالص از تفكر مسلمانان برخاسته‌اند و علوم غيراسلامى علومى به‌شمار مىروند كه اصل آنها از تمدن‌هاى ديگر به اسلام رسيده و مسلمانان آنها را بسط داده ، ساخته و پرداخته‌اند . سه . عقلى و نقلى : مقصود از علوم عقلى همان حكمت ، كلام و فلسفه و علوم نقلى نيز امور شرعى و دانسته‌هاى معرفتى مربوط به دانش‌هاى مختلف چون نجوم و پزشكى است . در ميان دانشمندان اسلامى كه به بررسى موضوع طبقه‌بندى علوم پرداخته‌اند ، توجه به آراى دو نفر حائز اهميت است : ابونصر فارابى ( م . 329 ق ) و محمد بن يوسف خوارزمى ( م . 387 ق ) .

2 . طبقه‌بندى علوم

يك . طبقه‌بندى فارابى : فارابى نخستين دانشمند مسلمانى است كه به طبقه‌بندى علوم توجهى ويژه كرده است . او با نگاه خاص فلسفى خود در كتاب احصاء العلوم ، علوم را طبقه‌بندى كرده است . وى به‌طور كلى ، آگاهى و به تعبير خود معرفت را به پنج فصل تقسيم كرده است : علم زبان ، منطق ، رياضيات ، علوم طبيعى و الاهى ، « 1 » حكمت عملى يا اخلاق . دو . طبقه‌بندى خوارزمى : اگرچه خوارزمى مانند فارابى علوم را با نظمى منطقى و فلسفى مرتب نكرده ، اما به امتياز هر علم در مقايسه با علم ديگر بر اساس موضوع و غايت نهايى آن علم توجه داشته است . از نظر خوارزمى برخى علوم خود هدف‌اند و برخى ديگر وسيله براى رسيدن به هدف ، و طبيعى است كه علوم اول از دومى برتر است . او در كتاب خود ، مفاتيح العلوم ، كه كوششى جديد براى ارائه طبقه‌بندى علوم بود ، علوم را به دو بخش ( علوم شرعى و علوم عجمى ) تقسيم كرده است .
هامش
( 1 ) . وى علوم طبيعى و الاهى را بدين سبب در يك فصل مطرح كرده است كه هر دو علم به موجودات طبيعى مىپردازند با اين تفاوت كه در يكى موجودات به وجود مطلق ( واجب‌الوجود ) متصل مىشوند و در ديگرى خودِ واجب‌الوجود مورد توجه است .