5 . گردش خون ريوى
ابننفيس ، پزشك اسلامى ، در تاريخ پزشكى اولين كسى بود كه گردش خون ريوى را به درستى شرح داد . كشف گردش خون داستان بسيار جالبى است كه از زمان جالينوس آغاز مىشود . انديشه گردش خون به ذهن جالينوس نرسيده بود . او دلبسته نظريه « پنيما » ى خود بود و به كمك آن آزمايشها و ملاحظاتش را چنين شرح مىداد :
مواد غذايى به وسيله حرارتِ كاشته شده در كبد به خون تبديل مىشود . يك قسمت از آن در سياهرگها جريان يافته ، به تمام اعضا و جوارح مىرود و قسمت ديگر در سياهرگ كبدى و سياهرگ سربالايى توخالى به داخل دهليز راست قلب مىريزد . در اينجا به وسيله حرارت كاشته شده پنيما پخته و تميز مىشود و زوايد و ناخالصى آن ( مثل دوده ) به وسيله سياهرگهاى ريوى به شش رفته و با بيرون دادن نفس از جگر سفيد خارج مىشود . از دهليز راست قلب يك قسمت از خون تصفيه شده به وسيله سرخرگها به ريه مىرود تا به مصرف تغذيه آن برسد . بقيه آن از سوراخهاى جدار وسط قلب به دهليز چپ آن وارد شده ، در آنجا با هواى تنفس شدهاى كه به وسيله سياهرگهاى ريه به دهليز چپ وارد شده است مخلوط شده ، با گرماى كاشته شده جان مىگيرد و در اين حال است كه به عنوان جان زندگى در داخل سرخرگها در تمام بخشهاى بدن نفوذ مىيابد .
يك انگليسى به نام ويليام هاروى « 1 » ( 1657 - 1578 م ) اولينبار اين نظريه را ، كه اشتباه و پندارى ناممكن بود ، كاملًا بىپايه دانست ، ولى 63 سال پيش از او ( سال 1553 م ) يك اسپانيايى ، به نام ميخائيل زروت ( ميكائيل سرونتوس ) ، براى اولينبار در اروپا موضوع گردش خون را مطرح كرده و جريان گردش كوچك خون يا گردش خون ريوى را شرح داده بود . كمى بعد دو ايتاليايى ، به نامهاى كلمبو و كزال پينو ، تصحيحهاى مهمى بر تحليل اشتباه جالينوسى بهدست دادند .
اين تصور كه تا سال 1553 م كسى به اين اصل پى نبرده بود تا 1303 ش / 1924 م پابرجا بود ، ولى در اين سال جوانى عرب به نام التطاوى ( لطهطاوى ) ، اهل مصر و محصل دانشكده عالى طب شهر فراى بورگ در برايزگاو ، « 2 » رساله دكتراى عجيبى به آلمانى نوشت و
هامش
( 1 ). William Harvey .( 2 ). Freiburg In Breisgau .