خلط صفرا با حجم كم باعث رقيق شدن خون و نفوذ آن در مويرگها و مجارى ظريف و تنگ مىشود . همچنين با تحريك دستگاه گوارش احساس دفع ايجاد مىكند و در تغذيه برخى اعضا ، مانند ريه نقش دارد .
خلط سودا در تغذيه برخى اعضا ، مانند مو و ناخن ، دخالت دارد و موجب تحريك و افزايش اشتها مىشود .
چهار . اعضا ( اندامها )
عضو يا اندام از تركيب اخلاط پديد مىآيد . اندامها مفرد يا مركباند . اندام مفرد آن است كه اجزاى تشكيل دهندهاش يكسان است . اين اندامها شامل استخوان ، غضروف ، وتر ، عصب ، شريان ، وريد ، غشا ، پوست ، چربى ، گوشت ، مو ، ناخن و رباط است . اندام مركب به اعضاى بدن گفته مىشود كه از اندامهاى مفرد تشكيل شده اند ؛ مانند چشم ، گوش و دست . « 1 »
پنج . ارواح و قوا
منظور از ارواح ( جمع روح ) اجسام لطيفى است كه از بخارهاى اخلاط پديد مىآيند ؛ همان روح طبى كه در حيطه علوم طبيعى درباره آن بحث مىشود و با روح مجرد غيرمادى كه در علوم الاهى به آن پرداختهاند متفاوت است . روح طبى داراى لطافت ، سياليت و حركت است . جسم لطيف يعنى چيزى كه با چشم درك نمىشود ، ولى وجود دارد ؛ مثلًا هوا جسم لطيف است ، ولى چون ديده نمىشود وجود آن را بايد با استدلال ثابت كرد . قوا ( جمع قوه ) نيز نيرويى است كه از حركت روح حاصل مىشود .
ارواح و قوا در بدن انسان به سه دسته تقسيم مىشوند : طبيعى ، نفسانى و حيوانى . روح حيوانى قواى حيوانى ، روح نفسانى قواى نفسانى و روح طبيعى قواى طبيعى را پديد مىآورند .
جايگاه روح طبيعى ، كبد است و وظيفه آن تغذيه و رشد نمو بدن است . قواى طبيعى در تغذيه بافتها و اندامها نقش دارند .
جايگاه روح نفسانى در مغز و وظيفه آن حس ، حركت و تدبير است . قواى نفسانى باعث حس ، حركت و تدبير مىشود .
جايگاه روح حيوانى قلب است و از راه شريانها در سراسر بدن انتشار مىيابد . وظيفه آن
هامش
( 1 ) . محمود بن محمد چغمينى ، قانونچه در طب ، ص 14 .