وجه تسميهء بيمارستان
بيمارستان واژهاى است فارسى كه از دو كلمه « بيمار » و « ستان » ( بهمعناى جايگاه يا خانه ) تشكيل شده و نامهاى ديگر آن ، مريضخانه ، دارالمرضى و دارالشِفاست . « 1 » به نوشتهء جرجى زيدان ، مارستان يا بيمارستان به معناى محل مريضان است . البته در دورهء تمدن اسلامى ، بيمارستان مشتمل بر مدارس طب نيز بوده و در آنجا بهجز معاينه بيماران ، درس طب نيز مىخواندند . « 2 »
مسلمانان در قرون اوليهء تمدن اسلامى ، بهترين و مجهزترين بيمارستانها را در جهان تأسيس نمودند . ويل دورانت از 34 بيمارستان در مشرقزمين ياد مىكند و همهء آنها را الگويى از بيمارستان جندىشاپور مىداند . « 3 » در واقع مسلمانان ايجاد بيمارستان را از سريانيانى آموختند كه در دوران اول عباسى ، در علم طب شهرت بسيار داشتند . « 4 »
بيمارستانهاى اسلامى بهمنزلهء همان دانشكدههاى پزشكى علمى نوين ( كلينيكى ) بهشمار مىرفتند . مسلمانان از ديرباز به اهميت بيمارستانها در تعليم دانش پزشكى پىبردند و چون حالات مختلف بيمارى براى دانشجويان مشهود و داروها نيز فراوان و در دسترس بود ، بيمارستانها ضمن آنكه به مداواى بيماران مىپرداختند ، دانشكدههاى پزشكى را نيز در بطن خود بهوجود آوردند . « 5 »
هامش
( 1 ) . احمد عيسىبيك ، تاريخ بيمارستانها در اسلام ، ص 22 ؛ حسن تاجبخش ، تاريخ بيمارستانهاى ايران ، ص 2 .
( 2 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 607 .
( 3 ) . ويليام جيمز دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 4 ، ص 315 .
( 4 ) . حسن ابراهيم حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 3 ، ص 694 .
( 5 ) . محمد عبدالرحيم غنيمه ، تاريخ دانشگاههاى بزرگ اسلامى ، ص 168 .