مرزنجوش « 1 »
نمايش تصوير
اين گياه را مرزنگوش ، مرزهگوش ، گوشموش ، اذانالفار ، ريحان داوود و عنقر نيز مىنامند . مرزنجوش از تيرهء نعناع و از خانوادهء پونه و آويشن است ؛ گياهى كوچك با شاخه و برگ زياد كه بلندى بوتهء آن در حدود 30 تا 50 سانتىمتر است . برگهاى آن كوچك و باريك و پوشيده از كرك به رنگ خاكسترى مايل به سبز است كه حدود 1 تا 5 / 1 سانتىمتر طول دارد . گُلهاى آن بسيار كوچك و به رنگ سفيد يا گُلى است كه بهشكل خوشه در انتهاى ساقهء گلدهنده ظاهر مىشوند . مرزنجوش چند ساله است ، ولى در مناطق سردسير بيش از يك سال عمر نمىكند . اين گياه در ارتفاعات البرز به طور خودرو ديده مىشود . « 2 »
براى مصارف طبى هنگامى كه گياه به طور كامل گُل كرده باشد ، سرشاخههاى آن را مىچينند . گياه پس از مدتى دوباره جوانه مىزند ، از اينرو مىتوان برداشت را تا سه بار در سال تكرار نمود . سرشاخههاى چيدهشده را بهصورت دستهاى درآورده و آن را در محلى كه هوا جريان داشته باشد ( يا در خشككن ) ، با حداكثر 40 درجه سانتىگراد ، خشك مىكنند . « 3 »
خواص درمانى : مرزنجوش ، گرم و خشك و لطيف و تحليلكننده است . اگر آن را ببويند ، يا در آب بپزند و بر سر ريزند و يا در روغن بپزند و آن روغن را استشمام كنند ، دردِ سر را - كه از سردى و بلغم باشد - بر طرف سازد . اين گياه براى معده و جگر نافع بوده و بهترينش ، تازهترين آن است . « 4 »
روغن مرزنجوش ، گرمابخش ، نرم كننده ، مسهل و تند مزاج بوده و در به هم آوردن دهانه رَحِم مؤثر است . آب مرزنجوش را در اسباب حجامت ريزند و پس از حجامت ، بر پوست مالند تا سپيدىهايى كه از بُرِش تيغ حجامت پديد آمده ، از بين برود . اگر خشكيده آن را با عسل
هامش
( 1 ). Origanum majorana .( 2 ) . احمد حاجى شريفى ، اسرار گياهان دارويى ، ص 1027 .
( 3 ) . ژان ولاگ و ژيرى استودولا ، گياهان دارويى ، روشهاى كشت و برداشت ، ص 243 .
( 4 ) . موفقالدين ابومنصور علىالهروى ، الأبنيه عن حقايقالأدويه ، ص 318 و 319 .