گفتنى است از آنرو كه اين خط و شكل حروف آن در كوفه پختگى يافت ، به خط كوفى موسوم گشت . « 1 »
پيش از ظهور اسلام در شبهجزيره عربستان ، تعليم خواندن و نوشتن نيز وجود داشته است . نوشتهاند آموزگارى مسيحى به نام بشر عبدالملك كه خواندن و نوشتن را در « حيره » آموخته بود ، در مكه آموزش خواندن و نوشتن را پيشه خود ساخت ؛ « 2 » آنگونه كه چون اسلامظهور كرد ، تعداد كمى از قريش خواندن و نوشتن مىدانستند . پس از اسلام نيز در پاسخ به نيازهاى دين و روش سياسى نوينى كه پديد آمد ، مردم بهسرعت به خواندن و نوشتن روىآوردند . « 3 »
در آغاز اسلام شمار مسلمانانِ باسواد اندك بود . پيامبرخدا ( ص ) بيشتر آنها را براى نوشتن نزد خود بهكار مىگرفت و همگان را به كار خواندن و نوشتن ترغيب مىنمود و در نوشتن وحى كوششى بليغ داشت ؛ « 4 » چنان كه در جنگ بدر فديه اسرا را آموزش خواندن و نوشتن قرار داد « 5 » كه اين خود سبب گسترش فرهنگ سوادآموزى شد .
در قرآن و حديث از ابزارهايى ياد شده كه كم و بيش در نگارش قرآنكريم مورد استفاده بوده است . دراينباره آنچه در قرآنكريم آمده ، از اين قرار است :
1 . قرطاس : « 6 » بهمعناى كاغذ است .
2 . قلم : « 7 » بهصورت مفرد و جمع چهاربار بهكار رفته است .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 183 و 184 . از زمان پيامبرخدا آثارى قطعى در دست نيست تا بتوانيم درباره نوع خطى كه در آن هنگام مورد استفاده قرار مىگرفت ، اظهارنظر كنيم . كهنترين نسخه قرآن كه در موزه بريتانياى لندن قرار دارد ، با خط كوفى معمول در قرن سوم و چهارم ، بيشتر به خط نسخ شبيه است . ( همان ، ص 212 و 213 ) نيز اصل نامهاى كه پيامبر به مقوقس ( پادشاه مصر ) نگاشته ، به خط نسخ نگارش يافته كه در موزه اسلامبول تركيه موجود و محفوظ است . ( همان ، ص 184 . )
( 2 ) . احمدبن يحيى بلاذرى ، فتوح البلدان ، ص 475 .
( 3 ) . محىالدين بن شرف نووى ، تهذيب الاسماء اللغات ، ص 73 .
( 4 ) . محمود راميار ، تاريخ قرآن ، ص 261 .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . انعام ( 6 ) : 7 و 91 .
( 7 ) . علق ( 96 ) : 4 ؛ لقمان ( 31 ) : 27 ؛ قلم ( 68 ) : 1 ؛ آلعمران ( 3 ) : 44 . در آيه اخير ، منظور از اقلام ، نوشتافزار نيست .