ترغيبهاى قرآن به علمآموزى و اندرزهاى پيشوايان اسلام ، موجب شد دانشپژوهان مسلمان با شيفتگى تمام به رشتههاى گوناگون روى آورند و پس از سه و نيم سده كه از شكوفايى دين اسلام گذشته بود ، به كاميابىهاى چشمگيرى در زمينههاى علمى و فرهنگى دست يابند . اين سفارشها و تأكيدات در واقع نخستين اخگرهايى بودند كه در راه افروختهشدن مشعل تمدن بزرگ اسلامى كارگر افتادند . افزون بر اين ، اسلام چنين بينشى را نيز به مسلمانان بخشيد : گريز از تعصب و كوردلى و تاريكبينى ، نماندن در چهارچوب خشك نمودها و نمادها و بهدنبال هر دانش و دانشمندى نرفتن ؛ امرى كه بىشك موجب رويش شاخ و برگهاى درخت تنومند تمدن اسلامى شد . « 1 » اهميت اين آموزه دينى آنگاه روشنتر خواهد شد كه تأثير تعليمات كليسا را به ياد آوريم كه چگونه غرب را در طى قرون وسطا در تاريكى جهالت فرو برد .
البته بايد دانست اسلام به همان اندازه كه بر آموختن علم انگشت مىنهد ، بر تحصيل اخلاق فاضله نيز تأكيد مىورزد ؛ چراكه دانشمند بىاخلاق نه تنها از دانش خود به ديگران سودى نمىرساند ، بلكه موجبات گمراهى آنها را نيز فراهم مىآورد . در مكتب اسلام همواره بر پيوستگى علم و اخلاق تأكيد فراوان رفته است . « 2 »
در قرآنكريم درباره اهميت دانش و علمآموزى مىخوانيم :
خدا [ رتبه ] كسانى از شما را كه گرويده و كسانى را كه دانشمندند [ بر حسب ] درجات بلند گرداند . « 3 »
آيا كسانى كه مىدانند و كسانى كه نمىدانند يكسانند ؟ « 4 »
بگو : « پروردگارا ، بر دانشم بيفزاى » . « 5 »
در برخى احاديث نيز آمده است :
هامش
( 1 ) . احمد شلبى ، تاريخ آموزش در اسلام ، ص 12 و 13 .
( 2 ) . محمدرضا حكيمى ، دانش مسلمين ، ص 19 .
( 3 ) . مجادله ( 58 ) : 11 .
( 4 ) . زمر ( 39 ) : 9 .
( 5 ) . طه ( 20 ) : 114 .