الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 384
ابن سالم قال : قال أبو عبد اللّه عليه السّلام : إنّ ممّن ينتحل هذا الأمر ليكذب حتّى أنّ الشيطان ليحتاج إلى كذبه . * * * ( 4393 ) 376 - عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن أحمد بن محمّد بن أبي نصر ، عن أبان بن عثمان ، عن حديد ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : لمّا أسري برسول اللّه صلى الله عليه و إله أصبح فقعد فحدّثهم بذلك . فقالوا له : صف لنا بيت المقدس ؟ قال : فوصف لهم و إنّما دخله ليلا فاشتبه عليه النعت . فأتاه جبرئيل عليه السّلام فقال : انظر ههنا . فنظر إلى البيت فوصفه و هو ينظر إليه . ثمّ نعت لهم ما كان من عير لهم فيما بينهم و بين الشام . ثمّ قال : هذه عير بني فلان تقدم مع طلوع الشمس يتقدّمها جمل أورق - أو أحمر - قال : و بعثت قريش رجلا على فرس ليردّها . قال : و بلغ مع طلوع الشمس . قال قرظة بن عبد عمرو : يا لهفا ألّا خود را شيعهء ما مىدانند چنان دروغ پرورند كه شيطان هم نيازمند شاگردى آنان است . [ نمايشى از عالم غيب ] * ( 4393 ) * 376 - ابو عبد الله صادق ( ع ) گفت : رسول خدا ( ص ) صبح آن شب كه به فلسطين رفت شرح مسافرت خود را با مردم بازگو كرد ، گفتند : اگر راست مىگوئى معبد بيت المقدس را توصيف كن . رسول خدا ( ص ) توصيف كرد ، ولى چون شبانه زيارت كرده بود نتوانست توصيف كاملى به عمل آورد ؛ جبرئيل آمد و گفت : به اينجا بنگر . صورت معبد در ديدگاه رسول خدا ( ص ) نمايان شد و رسول خدا بناى معبد را توصيف كرد ، سپس كاروان قريش مجسم شد و رسول خدا خبر داد كه شترى خاكسترى رنگ در پيشاپيش قافله روان است كه با طلوع خورشيد به مكه مىرسند ؛ مردم قريش ديدبان فرستادند تا اگر راست باشد قافله را نگه دارند ، ولى قافله با طلوع خورشيد وارد شد . اينجا بود كه يكى از بزرگان قريش به استهزا گفت : واحسرتا ، چهقدر بايد متأسف باشم كه جوان نيستم تا يار و ياور تو باشم ، يارو ياور مردى كه مدعى