و الهدي . قال : و حلف بكلّ يمين غليظ ألّا اكلّم أبي أبدا و لا أشهد له خيرا و لا يأكل معي على الخوان أبدا و لا يأويني و إيّاه سقف بيت أبدا . قال : ثم سكت . فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام : أبقي شيء ؟ قال : لا جعلت فداك . قال :
كلّ قطيعة رحم فليس بشيء .
( 4316 ) 7 - عدّة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمّد ، عن عثمان بن عيسى ، عن سماعة بن مهران قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن رجل جعل عليه أيمانا أن يمشي إلى الكعبة أو صدقة أو عتقا أو نذرا أو هديا إن هو كلّم أباه ، أو امّه ، أو أخاه ، أو ذا رحم . أو قطع قرابة ، أو مأثما فيه يقيم عليه ، أو أمرا لا
شرح
انسان نذر كند و متعهد شود كه تا خانهء خدا پياده به حج برود و قربانى با خود ببرد . . . و از اينگونه سوگندهاى سنگين و سخت كه ديگر با پدرم سخن نگويم و در كار خير او شركت نكنم و با او بر سر يك سفره ننشينم و در خانهاى كه او باشد قدم نگذارم ، آن مرد ساكت شد و منتظر پاسخ ماند ، ابو عبد الله گفت : تمام شد يا باز هم هست ؟ آن مرد گفت : نه ، قربانت شوم .
ابو عبد الله گفت : هر نذر و تعهد و سوگندى كه در زمينهء بريدن از خويشان صورت بگيرد پوچ و بىاثر است .
* ( 4316 ) * 7 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : اگر كسى تعهدات سنگينى برعهده بگيرد - مثلا بگويد : در صورتى كه با پدر يا مادر يا برادر يا خويشان ديگرش سخن بگويد ، پياده به زيارت خانهء خدا برود يا همهء اموال خود را در راه خدا تصدق كند يا همهء بردگان خود را آزاد كند يا اموال خود را نذر خانهء كعبه نمايد و يا به صورت قربانى به منى ببرد ؛ و يا برعكس ، بگويد : در صورتى كه با يكى از خويشان خود قهر كند يا گناهى را كه هماره مرتكب مىشود باز هم تكرار كند يا كار ناشايستهاى انجام دهد ، چنان تعهداتى را عملى نمايد - آيا بايد به اين تعهدات خود پابند بماند ؟ ابو عبد الله گفت : نهى و فرمان خدائى بر نهى و فرمان قسم مقدم است ؛ براى ارتكاب معصيت هيچ