و لا يدري كيف كان أمرها . فقال : أكثرهم بينّة يستحلف و يدفع إليه . و ذكر أنّ عليّا عليه السّلام أتاه قوم يختصمون في بغلة فقامت البيّنة لهؤلاء أنّهم أنتجوها على مذودهم و لم يبيعوا و لم يهبوا . و أقام هؤلاء البيّنة أنّهم أنتجوها على مذودهم لم يبيعوا و لم يهبوا . فقضى بها لأكثرهم بينّة و استحلفهم . قال : فسألته حينئذ فقلت : أرأيت إن كان الّذي ادّعى الدار قال : إنّ أبا هذا الّذي هو فيها أخذها به غير ثمن و لم يقم الّذي هو فيها بينّة إلّا أنّه ورثها عن أبيه . قال : إذا كان أمرها هكذا فهي للّذي ادّعاها و أقام البيّنة عليها .
( 4307 ) 2 - محمّد بن يحيى ، عن محمّد بن أحمد ، عن الخشّاب ،
شرح
صورت صاحب شده است ، تكليف آنان چيست ؟ ابو عبد الله گفت : هركه گواه بيشترى داشته باشد ، با قيد سوگند خانه را صاحب مىشود . ابو عبد الله گفت : در عهد جدم امير المؤمنين - سلام الله عليه - جمعى به داورى آمدند .
اين يك مدعى بود كه اين استر مال من است و شاهد آورد كه استر در اصطبل شخصى من متولد شده ، به فروش نرسيده و بخشيده نشده ؛ متقابلا آن يك مدعى بود كه استر مال من است و شاهد آورد كه اين استر در اصطبل شخصى من متولد شده ، نه فروختهام و نه بخشيدهام . امير المؤمنين داورى كرد كه اين استر مال كسى است كه شاهد بيشترى داشته باشد و سوگند بخورد كه اين استر مال من است . من پرسيدم : بفرمائيد كه اگر مدعى خانهء مسكونى شاهد بياورد كه پدر اين مردى كه ساكن منزل است خانه را به امانت گرفته و در برابر آن وجهى نپرداخته است و نيز اين مردى كه ساكن خانه است شاهد بياورد كه اين خانه را به ارث برده و دليلى بر مالكيت خود اقامه نكند ، چه صورت پيدا مىكند ؟ ابو عبد الله گفت : اگر گواهى گواهان به اين شرح و تفصيل باشد ، خانه را به آن مىدهند كه ادعاى مالكيت دارد و بر مالكيت خود شاهد آورده است .
* ( 4307 ) * 2 - ابو عبد الله صادق ( ع ) گفت : دو نفر به خدمت جدم امير المؤمنين به دادخواهى آمده و چهارپائى را آورده بودند و هر يك ادعا