[ اتّهمها ] و بلغه عنها فساد . فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام : إذا هي ولدت أمسك الولد و لا يبيعه و يجعل له نصيبا من داره [ و ماله ] . قال : فقيل له : رجل يطأ جارية له و أنّه لم يكن يبعثها في حوائجه و أنّه اتّهمها و حبلت . فقال : إذا هي ولدت أمسك الولد و لا يبيعه و يجعل له نصيبا من داره و ماله . و ليست هذه مثل تلك .
( 4053 ) 2 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ؛ و عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه جميعا ، عن ابن محبوب ، عن عبد اللّه بن سنان ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام قال : إنّ رجلا من الأنصار أتى أبي فقال له : إنّي ابتليت بأمر عظيم . إنّ لي جارية كنت أطأها ، فوطئتها يوما و خرجت في حاجة لي بعد ما اغتسلت منها .
و نسيت نفقة لي . فرجعت إلى المنزل لآخذها فوجدت غلامي على بطنها .
شرح
وارد شده باشد تكليف آن مرد با فرزند اين كنيز چه خواهد بود ؟ ابو عبد الله گفت : بايد تأمل كند تا فرزند به دنيا آيد ، بعد كودك را تربيت كند ولى نفروشد ، و سهمى از خانهء شخصى خود را به نام او ثبت كند تا پشتوانهء زندگى و معاش او باشد . يك نفر پرسيد : اگر كسى از كنيز خود مواظبت كند و او را به بازار نفرستد ، در عين حال حامله شود و او را متهم بداند ، چه تكليفى دارد ؟
ابو عبد الله گفت : بايد كودك او را تربيت كند و نفروشد ، و سهمى از خانه و اموال خود براى او معين كند تا اگر فرزند خودش باشد ميراث او ضايع نشود .
حكم اين دو فرع فقهى يكسان است ، اما اتهام اين مورد كمتر است .
توجه : اين حديث با شرح آن به شمارهء 3128 گذشت .
* ( 4053 ) * 2 - يك تن از مردم انصار خدمت پدرم ابو جعفر باقر - عليه السلام - آمد و گفت : مشكل بزرگى براى من رخ داده است : من كنيزى دارم كه براى بستر خود انتخاب كردهام ، يك روز كه با او حمام كردم و از خانه خارج شدم ، در بازار متوجه شدم كه كيف خود را جا گذاشتهام ، لذا به خانه باز گشتم و ناگهان ديدم غلام زر خريد من در بستر كنيزم آرميده است ؛ تاريخ آن روز را مشخص كردهام ، درست بعد از نه ماه كنيزم دختركى به دنيا