( 3023 ) 2 - محمّد بن يحيى ، عن محمّد بن الحسين ، عن عثمان بن عيسى ، عن سماعة قال : سألته عن رجل كان له امرأتان فولدت كلّ واحدة منهما غلاما فانطلقت إحدى امرأتيه فأرضعت جارية من عرض النّاس أينبغي لابنه أن يتزوّج بهذه الجارية ؟ قال : لا . لأنّها أرضعت بلبن الشيخ .
( 3024 ) 5 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن الحسن بن محبوب ، عن جميل بن صالح ، عن أبي بصير ، عن أبي عبد اللّه عليه السّلام في رجل تزوّج امرأة فولدت منه جارية ثمّ ماتت المرأة فتزوّج اخرى فولدت منه ولدا . ثمّ إنّها أرضعت من لبنها غلاما أيحلّ لذلك الغلام الّذي أرضعته أن يتزوّج ابنة المرأة الّتي كانت تحت الرّجل قبل المرأة الأخيرة ؟ فقال : ما احبّ أن يتزوّج ابنة فحل قد رضع من لبنه .
شرح
توجه : به شرح حديث شمارهء 3014 مراجعه شود .
* ( 3023 ) * 2 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : اگر كسى داراى دو همسر باشد و هريك پسرى بزايد و يكى از دو همسر برود و دختر بيگانهاى را شير بدهد ، آيا پسر آن همسر ديگرش مىتواند با اين دخترك ازدواج كند ؟ ابو عبد الله گفت : نه ، زيرا دخترك از شير پدر همين پسر ارتزاق كرده است .
* ( 3024 ) * 5 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : انسان با خانمى ازدواج مىكند و از آن خانم صاحب دختر مىشود . بعد كه آن خانم فوت مىكند ، با خانم ديگرى ازدواج مىكند و از اين خانم صاحب پسر مىشود ، بعد اين خانم جديد ، پسر بيگانهاى را از پستان خود شير مىدهد . آيا اين پسرك بيگانه كه با شير اين خانم پرورش يافته ، مىتواند با دختر خانم اولش ازدواج كند ؟ ابو عبد الله گفت : من دوست ندارم كه اين پسرك بيگانه با دختر مردى ازدواج كند كه خودش با شير همان مرد ، پرورش يافته است .