( 3020 ) 9 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن عليّ بن الحكم ، عن معاوية بن وهب ، عن عبيد بن زرارة قال : قلت لأبي عبد اللّه عليه السّلام :
إنّا أهل بيت كبير . فربّما كان الفرح و الحزن الّذي يجتمع فيه الرّجال و النساء فربّما استحيت المرأة أن تكشف رأسها عند الرّجل الّذي بينها و بينه الرّضاع .
و ربّما استخفّ الرّجل أن ينظر إلى ذلك . فما الّذي يحرم من الرّضاع ؟ فقال :
شرح
توجه : اگر كودكى بىشير بماند تا آنحد كه زير چشمانش كبود شود ، با پنج نوبت كمتر و يا بيشتر كه از پستان همسايه شير بنوشد ، خون در رگهايش مىجوشد و مىخروشد و رنگ رخسارش سرخ مىشود . و اگر كودك را سير كنند و نزد همسايه بگذارند ، و كودك بهانهء مادر بگيرد و همسايه به منظور ساكت كردن كودك ، پستان خود را به دهان كودك بگذارد ، گرچه اين قضيه ده نوبت بيشتر و كمتر تكرار شود ، معلوم نخواهد شد كه شير همسايه در پرورش خون و گوشت و استخوان كودك مؤثر افتاده باشد ، زيرا شير بىموقع شير مادر را نيز به فساد مىكشاند . لذا است كه خاندان رسول براى تحريم شير خوردن ، حد مشخصى را معين نمىكنند و غير از اين شعارى ندارند كه « بايد گوشت و خون پرورده شود » . و با آنكه سؤال پيچ مىشوند ، از بيان حد مشخص خوددارى مىنمايند ؛ و چون فقهاى اهل سنت ، حد تحريم را به پنج نوبت و نه نوبت و ده نوبت ، و برخى پنج مك و ده مك مشخص و معين كردهاند ، لذا امام ابو الحسن الرضا و پدر بزرگوارش امام ابو الحسن كاظم با نقل فتاواى آنان تقيه مىكردهاند . به حديث بعدى نيز توجه شود .
* ( 3020 ) * 9 - به ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتم : ما فاميل پرجمعيتى هستيم . موقعى كه بساط شادى و مجلس ماتمى برپا مىشود ، تمام مردان و زنان فاميل مجتمع مىشوند ، و چهبسا خانمى در اثر شير دايه با مردى از فاميل خود محرم است ولى حيا مىكند بدون روسرى در برابر او ظاهر