تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
« المسلمون عند شروطهم » . قلت : جعلت فداك إنّي أشكّ في حرفه ، فقال : هو عمران يمرّ بك أليس هو معك بالمدينة ؟ فقلت : بلى . قال : فقل له : فليكتبها و ليبعث بها إليّ . فجاءنا عمران بعد ذلك فكتبناها له فلم يكن فيها زيادة و لا نقصان ، فرجع بعد ذلك فلقيني في سوق الحنّاطين فحكّ منكبه بمنكبي فقال : يقرئك السّلام و يقول لك : قل للرّجل : يفي بشرطه .
شرح
آرى متعهد شد ، خداوند مرا فدايت كند . ابو الحسن گفت : بد كارى كرده است . انسان چه مىداند كه در نيمهء شب و يا در نيمهء روز چه شور و التهابى در درونش به‌پا خواهد شد . ولى اينك به شريكت بگو به تعهد خود وفا كند . چراكه رسول خدا - صلوات الله عليه - گفت : « مسلمان در برابر تعهدات خود وفادار مىماند » . من گفتم : قربانت شوم . من در يك نكتهء اين تعهد ترديد دارم كه نمىدانم درست براى شما نقل كرده باشم . ابو الحسن گفت : خوب ! عمران با تو برخورد مىكند . مگر با تو همسفر نيست ؟ من گفتم : چرا ؟ ابو الحسن گفت : به عمران بگو تا صورت ازدواج را با شرائط آن بنويسد و نزد من بفرستد . بعد از چندى ، عمران آمد و شرح ماجراى ازدواج را نوشت ، ولى با گفتهء شفاهى من كم و زيادى نداشت . عمران ، از ملاقات با امام ابو الحسن بازگشت ، و در بازار گندم‌فروشان با من روبرو شد و شانهء خود را به شانهء من ساييد و گفت : « سلامت مىرساند و مىگويد به شريكت بگو به شرط خود وفا كند » . توجه : اين شرائط در ضمن عقد ازدواج تعهد نشده ، و گرنه لغو و باطل بود ، بلكه خانم با ظرافت و زرنگى شرط كرده است كه شوهر در برابر خدا متعهد شود كه او را طلاق ندهد و تجديد فراش نكند . لذا شوهر بايد به تعهد خود وفادار بماند .
الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 46 | الشيخ الكليني / محمد باقر بهبودى