( 3391 ) 4 - عليّ ، عن أبيه ، عن حمّاد بن عيسى ، عن عمر بن أذينة ، عن بكير بن أعين و بريد بن معاوية ، عن أبي جعفر و أبي عبد اللّه عليهما السّلام أنّهما قالا : إذا آلى الرّجل أن لا يقرب امرأته فليس لها قول و لا حقّ في الأربعة الأشهر . و لا إثم عليه في كفّه عنها في الأربعة الأشهر . فإن مضت الأربعة الأشهر قبل أن يمسّها فسكتت و رضيت فهو في حلّ وسعة ، فإن رفعت أمرها . قيل له : إمّا أن تفيىء فتمسّها و إمّا أن تطلّق . و عزم الطّلاق أن يخلّي عنها : فإذا حاضت
شرح
و مقاربت بازگشتند ، خداوند بخشاينده و مهربان است ؛ و اگر تصميم به طلاق گرفتند ، خداوند شنوا و دانا است » . براساس اين آيهء كريمه ، مخالفت با اين سوگند ناروا كفاره ندارد و قبل از مهلت چهار ماه و بعد از مهلت چهار ماه ، راه آشتى باز است و اگر شوهر حاضر به آشتى نباشد بايد تصميم به جدائى بگيرد ، و چون جدائى با حال تعارض و عداوت صورت مىگيرد قرآن مجيد مىگويد :« وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ »و نمىگويد : « و إن طلّقها » .
يعنى شوهر بايد تأمل كند تا خانم عادت بشود و پاكى رحم او از نطفهء آدمى ثابت بشود ، سپس صيغهء طلاق را جارى كند ؛ مبادا كه بعدها آبستنى خانم روشن شود و در نفى و اثبات نسب نزاع تازهاى برخيزد ؛ دراينصورت است كه طلاق و جدائى رسميت شرعى خواهد داشت .
* ( 3391 ) * 4 - ابو جعفر باقر و ابو عبد الله صادق ( ع ) گفتند : اگر كسى سوگند بخورد كه با همسر خود به بستر نرود ، خانم او ، ظرف چهار ماه ، حق اعتراض ندارد ؛ و شوهر ، ظرف اين چهار ماه متاركه ، گناهى مرتكب نشده است .
اگر چهار ماه بگذرد و شوهر با خانم خود آشتى نكند و همبستر نشود ، و خانم او ساكت بماند و تحمل كند باز هم شوهر او در آزادى و گشايش خواهد بود ؛ و اگر خانم به شكايت برود ، شوهر مكلف مىشود كه يا به زندگى عادى بازگردد و يا خانم را طلاق بدهد . تصميم طلاق بهاينصورت است كه خانم را واگذارد تا عادت بشود و مجددا پاك شود ، سپس طلاق بگويد ، و باوجوداينكه طلاق با نظارت قاضى صورت گرفته ، مادام كه