الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 368
باب الغنم تعطى بالضريبة ( 2693 ) 2 - عليّ ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، عن أبي المغرا ، عن إبراهيم بن ميمون أنّه سأل أبا عبد اللّه عليه السّلام فقال : نعطي الرّاعي الغنم بالجبل يرعاها وله أصوافها وألبانها ويعطينا لكلّ شاة دراهم . فقال : ليس بذلك بأس . فقلت : إنّ أهل المسجد يقولون : لا يجوز لأنّ منها ما ليس له صوف ولا لبن . فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام : وهل يطيبه إلّا ذاك يذهب بعضه ويبقى بعض . قرارداد با شبان * ( 2693 ) * 2 - به أبو عبد اللّه صادق ( ع ) گفت : گوسفندان خود را به شبان كوهستان مىسپاريم تا چرا بدهد . با اين قرار كه پشم وشير گوسفندان از آن أو باشد ودر برابر هرگوسفند ، يك درهم به ما برمىگرداند . اين معاهده چه صورت دارد ؟ أبو عبد اللّه گفت : مانعى ندارد . آن مرد گفت : فقهاى مكة مىگويند كه اين معاهده جايز ونافذ نيست ، چرا كه برخى از گوسفندان گله مانند بز وقوچ پشم وشير ندارند . أبو عبد اللّه صادق ( ع ) گفت : همين نكته ، صحت معاهده را تضمين مىكند ، چرا كه مقدارى از حاصل پشم وشير ، از دست شبان خارج مىشود ومقدارى باقي مىماند ، اگر غير از اين باشد ، معاهده بىاشكال نخواهد بود . توجه : اگر همهء گوسفندان ، شيرده وپشمى باشند ، معاهدهء مزبور ، بر اين پايه تحليل مىشود كه شير وپشم هرگوسفند ، در ازاى خدمات يك سالهء همان گوسفند ، به شبان كوهستان واگذار شود ، الّا يك درهم از قيمت همان شير وپشم كه بايد به مالك گوسفند برگردد . وچون يك درهم ، مشخص ومضمون است ولى قيمت شير وپشم ومقدار آن ، بلكه وجود آن مضمون