الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 361
باب نادر ( 2679 ) 2 - عليّ بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن إسماعيل بن مرّار ، عن يونس ، عن عبد اللّه بن سنان قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن رجال اشتركوا في أمة فائتمنوا بعضهم على أن تكون الأمة عنده فوطئها . قال : يدرأ عنه من الحدّ بقدر ما له فيها من النّقد ويضرب بقدر ما ليس له فيها ، وتقوّم الأمة عليه بقيمة ويلزمها : فان كانت القيمة أقلّ من الثّمن الّذي اشتريت به الجارية الزم ثمنها الأوّل وإن كان قيمتها في ذلك اليوم الّذي قوّمت فيه أكثر من ثمنها الزم ذلك يك حديث نادر * ( 2679 ) * 2 - به أبو عبد اللّه صادق ( ع ) گفتم : چند نفر با شركت هم كنيزى مىخرند واز ميان خود ، يك نفر را امين مىشمارند وكنيز را به أو مىسپارند . وشريك ، كنيز را به خانه مىبرد وبا أو همبستر مىشود . اينك چه بايد كرد ؟ أبو عبد اللّه - عليه السلام - گفت : از نظر حد الهى ، به اندازهء سهمى كه در خريد اين كنيز دارد ، از صد تازيانهاى كه بايد بخورد ، كم مىكنند وبقيهء آن را به عنوان حد شرعي بر پشت أو مىنوازند . واز نظر حق شركاء ، بايد كنيز را مجددا به قيمت برسانند وشريك خاطى را مجبور كنند تا بقيهء قيمت را بپردازد وكنيز را براي خودش نگه دارد : به اين صورت كه اگر قيمت فعلى ، از قيمت قبلي كه پرداختهاند ، كمتر باشد بايد همان قيمت قبلي را منظور كنند واگر قيمت فعلى آن بيشتر باشد ، همين قيمت جديد را به گردن أو بگذارند ، زيرا در اثر زفاف وعروسى ، كنيز را از رديف كالاى تجارت خارج كرده وتا مدتها قابل فروش نخواهد بود . من گفتم : اگر اين شريك خاطى حاضر نباشد كه كنيز را براي خودش بردارد ، ويك تن ديگر از شركاء ، خواهان كنيز باشد ، چه بايد كرد ؟