( 2653 ) 3 - محمّد بن يحيى ، عن أحمد بن محمّد ، عن عليّ بن الحكم ، عن سيف بن عميرة ، عن منصور بن حازم قال : سألت أبا عبد اللّه عليه السّلام عن رجل طلب من رجل ثوبا بعينه فقال : ليس عندي وهذه دراهم فخذها فاشتر بها .
فأخذها واشترى ثوبا كما يريد . ثمّ جاء به ليشتريه منه . فقال : أليس إن ذهب الثّوب فمن مال الّذي أعطاه الدّراهم ؟ قلت : بلى . فقال : إن شاء اشترى وإن شاء لم يشتره ؟ قلت : نعم . فقال : لا بأس به .
شرح
شرح : اگر تاجر از كسى طلبكار باشد وبگويد : سفتهات را بپرداز وگرنه به اجرا مىگذارم . وبدهكار بگويد : سفتهات را دو ماه ديگر تأخير بينداز وسود آن را علاوة كن . وبعد ، بهخاطر ظاهرسازى ، جنسي را به مدت دوماهه با سود لازم به أو بفروشد وسفته بگيرد ، بعد همان جنس را بازخريد كند ودر عوض وجه نقد ، سفتههاى قبلي را پس بدهد . در اين صورت شرط صحّت را زيرپا نهادهاند ، زيرا اين معاملهء صوري فقط بهخاطر سود پول ، انجام گرفته است نه براي تأخير مدت ، وگرنه همان سفتههاى قبلي را بدون علاوة تمديد مىكردند .
* ( 2653 ) * 3 - به أبو عبد اللّه صادق - عليه السلام - گفتم : مشترى مىآيد وكالاى معينى را جويا مىشود . تاجر مىگويد : من اين قماش را ندارم ، اين وجه نقد را بگير وهرجا قماش مطلوبت را يا فتى ، خريدارى كن . مشترى مىرود وبا پول تاجر ، قماش دلخواه خود را مىخرد وپيش تاجر مىآورد وبا أو معامله مىكند . اين معامله چه صورت دارد ؟ أبو عبد اللّه گفت : آيا چنين نيست كه اگر قماش مزبور ، تلف شود ، خسارت آن به كيسهء تاجر وارد مىشود ؟ من گفتم : چرا . أبو عبد اللّه گفت : واگر مشترى صلاح ببيند ، كالا را از اين تاجر مىخرد واگرنه خريدارى نمىكند ؟ من گفتم :
چرا . أبو عبد اللّه صادق گفت : مانعى ندارد .