تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي ( گزيده كافى ) ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
فقالوا : لا غزو إلّا مع إمام عادل . فما ترى أصلحك اللّه ؟ فقال أبو عبد اللّه عليه السّلام : إن شئت أن أجمل لك أجملت وإن شئت أن الخّص لك لخصت . فقال : بل أجمل . قال : إنّ اللّه عزّ وجلّ يحشر الناس على نيّاتهم يوم القيامة . قال : فكأنّه اشتهى أن يلخّص له . قال : فلخّص لي أصلحك اللّه . فقال : هات . فقال الرجل : غزوت فواقعت المشركين فينبغي قتالهم قبل أن أدعوهم ؟ فقال : إن كانوا غزوا وقوتلوا وقاتلوا فإنّك تجتزىء بذلك . وإن كانوا قوما لم يغزوا ولم
شرح
بفرمائيد كه نظر شما چيست ؟ خداوند ، كار شما را اصلاح كند . أبو عبد اللّه گفت : اگر مىخواهى با اشاره واجمال بگذرم واگر مىخواهى به توضيح كوتاهى اكتفا كنم . آن مرد گفت : بيان اجمالي كفايت مىكند . أبو عبد اللّه گفت : « روز قيامت ، » خداوند عز وجل ، مردم را بر أساس نيات آنان محشور مىكند » . گويا آن مرد به توضيح بيشترى نياز داشت ولذا گفت : خداوند كار شما را به اصلاح آورد . به‌صورت خلاصه توضيح بدهيد . أبو عبد اللّه گفت : باشد . سؤال خود را مطرح كن . آن مرد گفت : فرض بفرمائيد كه من به جهاد رفته‌ام ومىخواهم با مشركين نبرد كنم . پيش از دعوت به اسلام ، مىتوانم بر آنان بتازم ؟ أبو عبد اللّه گفت : اگر قبلا مورد هجوم وپيكار واقع شده‌اند وبا مسلمين به قتال ونبرد پرداخته‌اند ، همين سابقهء نبرد ، كفايت مىكند ومىتوانى بدون دعوت با آنان پيكار كنى . واگر قبلا مورد هجوم وپيكار واقع نشده‌اند وبراي اولين‌بار ، مورد تاخت‌وتاز مسلمانان واقع مىشوند ، نمىتوانى بر آنان بتازى مگر بعد از آنكه آنان را به اسلام دعوت كنى . آن مرد گفت : فرض بفرمائيد كه من مشركين را به اسلام دعوت كردم ويك نفر دعوت مرا پذيرفت واز دل وجان به اسلام گرائيد وبه مسلمين پيوست ، اما بر أو جور كردند وپردهء حرمت أو را دريدند ومال أو را ربودند وبه أو تجاوز كردند . من كه أو را دعوت كرده‌ام چگونه مىتوانم