راجه محمودآباد بخش اول كتاب سلسبيل فصاحت را به صورتى زيبا به چاپ رسانيد كه نظير آن تاكنون ديده نشده است . اين چاپ زيبا در كتابخانهء من موجود است .
وى رسائل متعددى داشته كه از ميان آنها « اللّه اللّه » دربارهء مسألهء توحيد است و همچنين شرح حال ابو طالب نوشتهء اشرف الدّين موسوى را ترجمه كرده است .
ظهور حسين ظهير الملة 1282 ه ق / 1864 م 1357 ه ق / 1938 م
در عهد ما چهار عالم بزرگ در لكنهو به سر مىبردند و آنها عبارت بودند از : مولانا سيد باقر ، مولانا سيد ناصر حسين ، سيد نجم الحسن و سيد ظهور حسين كه در تمام شبه قارهء هند شهرت داشتند ، زيرا ايشان جامع علوم و صاحب كمال ظاهر و باطن بودند . از جمله مولانا ظهور حسين استاد كامل منطق و فلسفه و بويژه در حديث و كلام ، اصول و فقه و ادب نيز بىنظير بود . يك بيت از يكى از مراثى وى چنين است :
هلال بدا كالقوس فى يد نبال * غدى يرتمى منها حشا كل ذى بال
افسوس كه اشعار وى جمعآورى نشد و گرنه شاهكارى بود در ادب عربى لكنهو .
صحبت وى بسيار پرجاذبه بود ، عموما اصطلاحات منطق و فلسفه را به كار مىبرد و تازهوارد با شنيدن آن شگفتزده مىشد و چون گفتگوى وى از نظر ادب عربى و فارسى عميق بود ، اهل علم و ذوق لذت مىبردند .
سيد زنده على پدر مولانا ظهور حسين از زمينداران ميرانپور بارهه بود اما گردش ايام او را از اين تمكن محروم ساخت . در سال 1282 ه ق / 5 - 1864 م خداوند پسرى به او عنايت كرد كه ابتدا نامش غلام محمد احسن بود ، اما بعدا به ظهور حسين مبدل شد . اين نوزاد همينكه بزرگ شد تعليم ابتدايى و قرآن مجيد را تمام كرد و به مدرسهء دولتى وارد شد .
حدود سال 1878 م مولانا شيخ جعفر حسن بدايونى در ميرانپور مدرسهاى تأسيس كرد .
سيد زنده على فرزندش را به آن مدرسه وارد كرد و نزد استادان به خواندن صرف و نحو ، منطق و فلسفه ، ادب و فقه مشغول شد . از ميان استادان وى افراد زير قابل ذكرند :
مولانا شيخ سجاد حسين ، مؤلف رمح مصقول ؛ مولانا سيد على نقى شاه ( سلطانپور بلوك گورگانوه ، در پيشنماز مولتان بود ) و مولانا خواجه غلام حسنين سهارنپورى .
بعد از تمام كردن دورهء اول تحصيلات به لكنهو رفت و در سال 1302 ه ق وارد مركز علمى