درجهء اجتهاد داشت . در بعضى مسائل تقليد و در بعضى احتياط مىكرد ، از كثرت زهد و تقدس ، امامت نماز جماعت را قبول نمىكرد ، درحالىكه عدالت او مورد تأييد علما بود ، چنانكه تاج العلماء و مولانا على جواد زنگىپورى بنارسى دربارهء او چنين نوشتهاند :
« بلى ، شكى نيست درين كه عالىجناب مستطاب مولانا سيد گداحسين صاحب قبله زنگىپورى ، دامت افاداته جامع شرايط اوصاف عدالت و احق و احرى به امامت جمعه و جماعت و مستجمع كمالات علميه و عمليه و حاوى ملكات نفسيات البتّه مىباشند - و كفى باللّه شهيدا » .
آية اللّه حاج شيخ حسين چنين نوشته است :
« و اخذ بعضى از وجوهات و ايصال آن به فقرا و سادات قيام و اقدام نمايند و عموم مؤمنين هم چنانچه شايسته است البتّه در احترام و رعايت اكرام و اعظام آن جناب كوتاهى و مسامحه نخواهند فرمود » .
مولانا سيد على حسين ابراهيمآبادى بلوك بارهبنكى به وى اجازهء اجتهاد داد ، چرا كه مولانا خود به مقام مرجعيت و احترام و كمال رسيده بود .
حاجى مير فرحت حسين يك ثلث زمين خود را به او بخشيد و وى را متولى ساخت اما بعد از حاجى ، فرزندان وى مولانا را اذيت كردند و او نظر به بىنيازى خود همه چيز را ترك كرد .
مردم پتنه به او گرايش پيدا كرده بودند ، چرا كه او فردى زاهد ، عابد و صائم بود و در نماز و تهجد و ذكر و انجام وظايف و نيز تلاوت قرآن سعى وافى داشت ، در اواخر عمر به علت ضعف بينايى ، تدريس را ترك كرد و اوقات خود را به عبادت و مسايل جمعه و جماعت و نيز تبليغ احكام مىگذرانيد .
تاريخ وفاتش روز دوشنبه يكم ذىالحجّه 1333 ه ق است ، مزارش را در مقبره « تلسى تلسىمندى پتنه ساختهاند ، فرزندش حاجى مولانا محمد لطيف نام داشت كه فردى عالم ، فاضل و متقى و قائم مقام پدرش بود .
شاگردان او عبارتند از : مولوى حسن عسكرى ، مولوى على رضا ، مولوى محمد صالح .
مادّهء تاريخ مولانا محمّد لطيف بر قبر گدا حسين اينچنين حكاكى شده است :
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 271
مساهمون: سيد مرتضى حسين صدر الافاضل
ص٢٧١