در ايالت محمودآباد به خدمات دينى اشتغال داشت و مردم به او احترام مىگذاشتند . مولانا كالسكهاى شخصى داشت و با وضع خوبى زندگى مىكرد .
شوهر خواهر رضا على ، مولوى غلام رضا هم فردى فاضل و واعظى بزرگ بود . و در نهايت تواضع ، دعوت همگان را براى برگزارى مجالس دينى مىپذيرفت . با صداى بلند گريه مىكرد ، فرزند وى بنده رضا و نوهاش هادى حسين هدو بودند .
مولانا ميرزا رضا على تقريبا در سن هشتاد و پنجسالگى در 8 ذىالحجه 1334 ه ق در لكنهو درگذشت .
فرزندان او عبارت بودند از : مولوى غلام حيدر و قارى حبيب حيدر ، مولانا بنده حيدر .
رضى بن نور الدّين 1128 ه ق / 1715 م 1194 ه ق / 1780 م
مولانا سيد رضى بن شيخ الاسلام نور الدّين موسوى ، جزايرى ، شوشترى ، نوهء دخترى نعمت اللّه شوشترى بود و در سال 1128 ه ق در شوشتر متولد شد . پدر بزرگوارش شيخ الاسلام شوشتر و صاحب عزت و قدرت و مقام دينى بود . سيد رضى نزد برادر بزرگش مولانا سيد حسن و پدر بزرگوارش درس خواند و از محضر علماى بزرگ ديگر نيز بهرهمند شد . در تفسير و حديث ، عقايد و فقه به درجهء اجتهاد رسيد . به اصفهان ، كاشان ، مشهد ، قم ، نجف ، كربلا ، كاظمين و سامرا رفت و از شيوخ اين مناطق به دريافت اجازات نايل آمد .
وى در ابتداى جوانى با فراغت خاطر در وطن خويش زندگى مىكرد كه جنگ ايران و افغان شروع شد و هنوز تمام نشده بود كه تركها به ايران حمله كردند . عراق و ايران ويران گشت و عام و خاص قتل عام شدند . در همين هرجومرج وى نيز مانند شيخ على حزين از بصره به سورت آمد و نوشتهاند كه اين قضيه در سال 1146 ه ق اتفاق افتاد . مولانا سيد حسين مدتى بعد به وطن بازگشت ولى سيد رضى از سورت به دهلى رفت و در آنجا ابو المنصور خان قزلباش ، وزير وقت از وى به گرمى پذيرايى كرد اما مولانا آرامش نداشت و تصميم گرفت كه به وطن خود برگردد . راه كابل و قندهار بسته بود . هر دو برادر ازآنجا به بنگال رفتند و به وسيلهء كشتى به ايران وارد شدند . شجاع الدوله ، ناظم بنگال او را به دربار خود پذيرفت . بعد از شجاع الدوله ، مرشد قلى خان ، استاندار « اوريسه » هم از وى به گرمى پذيرايى كرد ، مولانا با مرشد قلى خان مدتى زندگى كرد و وقتى وى به دكن رفت مولانا هم همراه او بود . بعد از مدتى مولانا سيد رضى