سرهندى شيعيان ناچار شدند كه پاسخ آنها را بدهند و نواب ابراهيم خان ( درگذشته به سال 1121 ه ق ) با كمك علماى لاهور و سوهداه ( ابراهيمآباد ) بياض ابراهيمى را به صورت يك مجموعه پاسخ بر تمام اعتراضات در هفت جلد جمعآورى كرد . بعد از شيخ سرهندى ، عبد العزيز فرزند ولى اللّه دهلوى ( درگذشته به سال 1239 ه ق ) پاسخى را تحت عنوان « تحفهء اثنىعشريه » نوشت .
شيعيان از زمان عالمگير تا شاه عالم از نظر سياسى ضعيف بودند . اكنون لازم بود كه يك مدبّر و فردى ارتشى مانند بيرم خان خانان در شخصيت نجف خان به وجود آيد . او روهيلهها ، مرهتهها و جاتها را شكست داد . تمام سركشان و طاغيان را از دهلى ، آگره و از مناطق دوردست بيرون كرد . ذو الفقار الدوله نجف خان در سال 1196 ه ق / 1782 م درگذشت ، بعد از وى در آگره و اوده حكومت سياسى شيعيان به وجود آمد . در همان زمان شاه عبد العزيز ( درگذشته به سال 1239 ه ق / 1824 م ) تحفهء اثنىعشريه نوشته شد و چاپخانهاى نيز احداث شده بود . در زمان تأليف تحفهء اثنىعشريه ، حكيم ميرزا محمد اقدام به پاسخگويى آن كرد و چون تحفهء اثنىعشريه چاپ شد ، پاسخ آن نيز تحت عنوان نزهت اثنىعشريه به چاپ رسيد . حكيم در سال 1235 ه ق به شهادت نايل شد .
لكنهو شهرى آباد بود و كتابخانههاى زيادى داشت و علما هم صاحب اختيار بودند ، بنابراين واكنش شديد نشان داده شد و علماى متعدد جواب آن را مىنوشتند كه از ميان آنان مفتى محمد قلى نسبت به ديگران شهرت بيشترى داشت . هنوز اين موضوع تمام نشده بود كه ملا حيدر على كتابى عليه شيعيان به نام « منتهى الكلام » نوشت . مولانا حامد حسين در جواب آن « استقصاء الافحام » را به رشتهء تحرير درآورد . سپس « عبقات الانوار » را به صورت يك كتاب مفصل نوشت كه نه فقط دربارهء انكار خلافت امير المؤمنين عليه السّلام بود بلكه دائرةالمعارف جامعى در حديث ، رجال ، مناقب و مناظره به شمار مىرفت .
با ديدن كتاب مولانا حامد حسين ، ياد كتاب الشافى رد المغنى نوشتهء سيد مرتضى موسوى علم الهدى و احقاق الحق نوشتهء سيد نور اللّه شوشترى تازه مىشود . مولانا حامد حسين موسوى با قاضى نور اللّه شوشترى محبت خاصى داشت .
وقتى مولانا حامد حسين در سال 1271 ه ق به آگره رفت بر مزار شهيد ثالث « 1 » حاضر شد .
هامش
( 1 ) - قاضى نور اللّه شوشترى - م .