تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
اذا ما جرى ذكر البلاد و حسنها * فتلك فروع و الغراس هى النخل و ان عدّ ذو فضل و مجد مؤثّل * فاحمد من بين الانام له الفضل فلا غروان قصّرت طول مدائحى * ففى البعد قصر الفرض جاء النقل
علامه جمال الدّين در مشهد نيز اقامت داشته است . در زمان ابو الحسن تاناشاه به حيدرآباد آمد و در آنجا مرجع افاضل و اكابر شد . پادشاه ، در دربارش از او احترام به عمل مىآورد تا اينكه عالمگير شاه ، دكن را فتح كرد و مولانا جمال الدّين خانه‌نشين شد و در سال 1098 ه ق در حيدرآباد درگذشت . حرّ عاملى در امل الآمل از اشعار او ياد كرده از جمله چند بيت زير است : « 1 »
اقبل ارضا شرّفتها نعاله * و اهدى بجهدى كل ما ذكرناه من المشهد الاقصى الذى من ثوى به * ينل فى حماه كل ما يتمناه الى ماجد تعنو الانام ببابه * فتدرك ادنى منه و اقصاه و اضحى ملاذ الانام و ملجاء * يخوضون فى تعريفه كلما فاهرا فتى فى يديه اليمن و اليسر للورى * فلليمن يمناه و لليسر يسره جناب الامير الامجد الندب سيدى * جمال العلى و الدّين ايّد اللّه
ترجمه : بعد از سلام . . . من واجبات احترام آن سرزمين را ادا مىكنم كه قدم بر آنجا نهاديد . از مشهد مقدس كه اهل آن هر آرزو را به دست مىآورند . به نام آن بزرگوار كه ذات وى ملجا و مأواى مردم است . هروقت كسى دهانش را باز مىكند از وى ستايش مىكند . آن جوانمردى كه در هر دو دستش خير و بركت براى مردم است . دست راستش بركت است و دست چپش باران ثروت ، يعنى به نام جناب امير الامجد الندب جمال الدّين ايّده اللّه ( اين نامه در ماه صفر 1076 ه ق نوشته شده است ) . پس استنباط مىشود كه در سال 1076 ه ق وارد حيدرآباد شده بود شايد در آنجا عزّت و مرجعيّت هم به دست آورده باشد . شيخ حرّ عاملى در سال 1033 ه ق به دنيا آمد و در سال 1104 ه ق وفات يافت . وى خودش نيز شيخ الاسلام و محدث بود . شخصى به اين بزرگى اگر اشعار مديحه بنويسد آن وقت گمان مىشود كه جمال الدّين بزرگتر از حرّ عاملى بوده و مرجعيت و احترام بيشترى داشته است .
هامش
( 1 ) - اين شعر در امل الآمل و اعيان الشيعة نيست . مؤلف نزهت هفت شعر را از خلاصة الاثر نقل كرده است .
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 174 | سيد مرتضى حسين صدر الافاضل / محمد هاشم