تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
خواجه عابد حسين ، سيد كرامت حسين ، سيد حيدر لكنهوى ، سيد على حسين پدر محقق هندى . بعد از اتمام درس با دايى خود ، فردوس مآب حامد حسين مدتى به سر برد . آن مرحوم او را بسيار دوست مىداشت . در تأليف عبقات الانوار و استقصاء الافهام با او همكارى مىكرد و در راه تدريس نيز بسيار زحمت مىكشيد . طلاب تحت تأثير محبت و شفقت و تربيت او قرار گرفته بودند و او را نمونهء اخلاق و فردوس مآب مىدانستند . در سال 1300 ه ق وقتى علامه حامد حسين وفات يافت مولانا به حيدرآباد سفر كرد و در حيدرآباد شاگرد وى مولانا سيد محمد عباس رسول‌پورى و مدرس مدرسهء دار العلوم از وى استقبال به عمل آورد ، بعد از چند روزى به كمك حكيم سيد عنايت حسين به عنوان معلم نواب ميرزا خورشيد بهادر ، مشغول به كار شد . در همان زمان نواب تهور جنگ اشرف الدوله بهادر ركن الملك خان دوران وزير معتمد نواب محبوب عليخان بود ( و با كمك وى نواب عثمان عليخان بر تخت سلطنت نشست ) وقتى نواب خبر يافت ، به خانهء بهرام الدوله در محلهء ياقوت پوره رفت و شكايت كرد كه چرا به خانهء من نيامديد ؟ چون در سال 1286 ه ق نواب تهور جنگ ، فردوس مآب و مولانا تصدق حسين هنگام مراسم حج باهم بودند ، نواب تهور جنگ نزد مير عثمان عليخان آصف جاه سابع دربارهء آنان تعريف كرده بود و به همين سبب مير عثمان عليخان تا آخر زندگى معترف به كمالات علمى و دوستدار اين افراد بود . اتفاقا مولوى چراغ على ملقب به نواب اعظم يار جنگ هم در دكن بود . وى مفتى محمد قلى ، قاضى القضاة ميروت را هم مىشناخت و با علامه كنتورى نيز آشنا بود ، زيرا يكى از زنان مرحوم از ميروت بود . بنابراين قرابت ، مولانا را همراه خود به گلبرگه آورد . مولانا در آنجا كتابخانه‌اى را مشاهده كرد كه به آن علاقه‌مند شد ، چرا كه اين علاقه را از خاندان خود به ارث برده بود . مولوى چراغ على مشغول نوشتن رساله‌اى به نام - رسالهء علوم جديده و اسلام - بود ، مولانا تصدق حسين به همكارى با او پرداخت و در طى چهار سال همكارى كتاب بسيار با ارزشى تدوين كرد . در 17 شوال سال 1312 ه ق برادر كوچكش مولانا محمّد على درگذشت و مولانا را اين حادثه بسيار متأثر ساخت . در 24 ربيع الاول سال 1314 ه ق نواب عماد الملك او را به سمت سرپرست و ناظم كتابخانهء
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي ) — صفحة 156 | سيد مرتضى حسين صدر الافاضل / محمد هاشم